نوكرها بى آقا ، خانمها بى كنيز ، كنيزها بى خانم ، زنها بىشوهر ، شوهرها بىزن ، « حاجى ابوالقاسم مظهرى تخلّص » ، يكه و تنها مانده ، تخته روان و كجاوه و مال بار كرده ، و بار بى صاحب ريخته ، جاى خود دارد ، اسب زين كرده و قاطر سوارى قدرت حركت نداشت ، ساعتى عشر فرسخ حركت مقدر نبود ، در اين حالت باران شديد باريدن و باد سخت وزيدن گرفت .
حريف مجلس ما خود هميشه دل مىبرد * على الخصوص كه پيرايهاى به دو بستند
جميع مردم به ذكر شهادتين مشغول ، و به ختم « إنّا إليه راجعون » كمر بستند ، آن روز از طلوع تا غروب هميشه در حركت بوديم ، چهار فرسخ راه طى شد ، بعضى ميان گل خوابيدند ، بعضى شب به سياه چادر رسيدند ، بعضى از گرسنگى و سرما هلاك شدند ، تخته روان « حضرت مهد عليا » در نيم فرسخى زمين خورد ، قرب نيم فرسخى پياده تشريف بردند ، بعد لاعلاج شده سوار اسب ، با چار پنج نفر از خاصان ، خود را به سياه چادر اكراد رسانيده ، شب را به يك نوع پريشانى و بدگذرانى صبح نموده .
منزل نهم قراباغچه
روز ديگر با همان چهار پنج نفر حركت نمودند ، ربع فرسخى كه رفتند باز تخت مىشكند ، باز قدرى پياده و قدرى سوار اسب مىروند ، تا مغرب به منزل نهم « قراباغچه » « 1 » كه قشلاق كردنشينى است مىرسند ، دو شب را در خانههاى قشلاقى به سر مىبرند ، از عقب ماندهها خبرى نمىرسد ، ناچار با همان چند نفر حركت كرد ، كسى كه در مدت عمر سوار اسب نشده ، و پائى كه بجز روى فرش پياده نرفته بود ، در روى اين سنگهاى درشت ، پياده و گاهى سواره قدم مىزد ، آن قليل جمعيت از شدت سرماى زمْهَريرى متفرق شدند ، خودشان تنها ، نه فرسخ راه را به اين زحمت رفته ، يك ساعتى [ از ] شب [ رفته ] وارد شهر [ ديار بكر شدند ] .
منزل دهم دياربكر
هامش
( 1 ) - در نقشه « قراجه طاغ » آمده است .