تاخت ، و آنگاه كه به « فلسطين » رسيد و بناى تاخت را گذاشت ، حضرت « اشعيا عليه السلام » نفرين كرد ، ناخوشى سخت به اردوى آنها افتاد ، لشگرش هلاك شد ، اما در سال ( 706 ) قبل از ميلاد ، باز قشون به اين حوالى كشيده ، « سوريه » و « فلسطين » و « مصر » را فتح ، و داخل دائرهء متصرفات خود نمود .
در سال ( 646 ) قبل از ميلاد « ستاخريب » ملك « آشور و بابل » ، اردوى معتبرى به « سوريه » و « فلسطين » فرستاد ، اين اردو بعد از تنبيهِ اهالىِ عاصيهء « سوريه » ، رو به « فلسطين » كرد ، يهودىها ديدند نمىتوانند بجنگند ، طريق حيله را گرفته « يوديت » نام دختر بسيار خوشكلى را ، پيش « حرلوفرن » سردار اين اردو فرستادند ، سردار عاشق اين دختر شد ، دختر نيز اظهار صداقت نمود ، شبى زياده از عادت ، به سردار شراب داد ، مست و بى هوش ساخت و او را كشت ، يهودىها نيز ، على الغفله هجوم برده ، اردوى بىسپهسالار را منهزم و پريشان ساختند .
اما در سال ( 589 ) قبل از ميلاد ، لشكر گرانى ، به « شامات » و « فلسطين » آورده ، عُصاة « 1 » را تنبيه نمود ، و سه سال « قدس » را محاصره كرده حرباً گرفت ، و « بنى اسرائيل » را به اسارت به ساحل برد ، « كيخسرو » كه در سال ( 560 ) قبل از ميلاد بر تخت پادشاهى جلوس كرده ، شروع به فتح ممالك نمود ، تمامى « سوريه » و « فلسطين » را هم فتح كرده ، الحاق به ممالك « كيانيان » نمود ، در سال ( 329 ) قبل ميلاد ، « اسكندر مقدونيائى » ، از « كيانيان » استرداد كرد ، و در سال ( 301 ) قبل از ميلاد « عيسى عليه السلام » ، « هلوكوس نيكاتور » اين مملكت را فتح و الحاق به ممالك « دولت سلوسيد » نمود ، اما اين مملكت زياده از ( 230 ) سال در تصرف آنها نمانده ، به دست « قياصره » « رومية الكبرى » افتاد ، در سال ( 205 ) ميلادى ، « آل جفنه » ، از طايفه « سباى » ، يمن ، از خرابى « سيل العرم » از « يمن » گريخته ، به « سوريه » آمده ، دولت « غسانيه » را تحت حمايت « قياصره » تشكيل كردهاند .
در سال ( 259 ) ميلادى « شاپور اول ساسانى » اين مملكت را از تحت تصرّف « والارين » امپراطور در آورد ، اما در زمان دولت « ساسانيان » ، بدون منازع ، در دست دولتى نمانده ، گاه « ايرانيان » گاه « يونانيان » اين خطه را تصرف مىكرد [ ند ] .
هامش
( 1 ) - شورشيان و سركشان