تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
يعنى شبنم ، در جميع اعضا پراكنده شده . سيم ، رطوبت قريبة العهد بالإنعقاد ، و آن رطوبت طلّيّه است كه نزديك به بستن و مشابه « 1 » اعضا شده . چهارم ، رطوبت منعقده ، و آن رطوبت قريبة « 2 » العهد بالإنعقاد است كه منعقد و بسته شده و مشابه گوشت عضو گشته ؛ و رطوبت باز دو قسم است : اصلى و فضلى ، و در حرف « راء » در مبحث « رطوبت اصلى » گفته شود .

المتفرّقات

ترياق :

چيزى را گويند كه مقاومت با زهر و حفظ صحّت روح كند و روح را متمكّن گرداند در دفع ضرر و زهر ؛ و فادزهر نيز عبارت از همين است و معنى آن به « 3 » عربى « مقاوم السّمّ » است . فايده : بدان كه بعضى ترياق و فادزهر را يكى گفته‌اند ، و بعضى ميان ايشان فرق كرده‌اند و گفته‌اند : مطبوعات مفرده فادزهر « 4 » است و مصنوعات مركّبه ترياق است ؛ « 5 » و بعضى گفته‌اند : ترياق نباتات مفرده است و فادزهر معدنيّات و حيوانات .

تقويت :

به حال اعتدال آوردن مزاج عضو است به آنكه مزاج گرم را سرد گرداند تا به حدّ اعتدال آيد و مزاج سرد را گرم ؛ و تقويت به خاصيّت نيز كنند ، مثل طين « 6 » مختوم .

تذكيه :

صاف گردانيدن ذهن و فكر است .

توابل :

در « ابازير » گفته شد .

تجويف :

محلّى است كه خالى باشد از جنس آنچه تجويف در اوست .

تخلخل :

دور بودن اجزاى هر چيزى است از يكديگر ، بىآنكه چيزى داخل شود ، مثل پنبهء زده .

تقريط :

تقصير . « 7 »
هامش
( 1 ) . م : مشابهت به . ( 2 ) . م : - قريبة . ( 3 ) . م : در . ( 4 ) . س : بازهر . ( 5 ) . س : - است . ( 6 ) . م : گل . ( 7 ) . تقريط و تقصير ، در اصطلاح طبّ غالبا در يك معنى به كار مىروند و آن « اندك‌اندك چيزى به كسى دادن » است . ( ر . ك : لغتنامه ) .
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 93 | مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى