زجاجيّه فرورفته و دهان گشاده و به رطوبت زجاجيّه متّصل شده و نور بصرى كه در اين دو سوراخ است به جليدى پيوسته و به رطوبت جليدى فرورفته و از طبقهء عنكبوتى و رطوبت بيضيّه گذشته و از ثقبهء عنبيّه بيرون آمده « 1 » و از قرنيه نفوذ كرده و به ظاهر آمده و چيزها را مىبيند ؛ پس هرگاه كه ثقبهء عنبيّه « 2 » از آنچه حكمت الهى اقتضا كرده فراختر شود ، آن را انتشار مىگويند .
و صورت دماغ و چشمها و طبقات و اعصاب كه محلّ حواسّ اربعه : باصره و شامّه و ذائقه و سامعه مىباشد « 3 » ، بدين موجب است : « 4 »
هامش
( 1 ) . م : - آمده .
( 2 ) . س : + را .
( 3 ) . م : است .
( 4 ) . تصوير زير در نسخهء « م » نيامده است .