تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥

استسقا :

ورمى است از مادّهء غريبهء باردهء حاصره « 1 » ، يعنى غير مسرى ، به ريمى « 2 » گران و سخت شدن . فايده : بدان كه استسقا سه نوع است : طبلى ، و آن ، آن است كه مادّهء آن قوام ندارد ، چون آب و باد .

و لحمى ،

و آن ورمى است كه مادّهء آن قوام دارد ، مثل اخلاط اربعه كه شامل جملهء بدن است .

و زقّى ،

و آن ، آن است كه مادّهء آن قوام دارد « 3 » ، امّا شامل جملهء بدن نيست ، بلكه غالبا مخصوص پوست شكم است . « 4 »

اسهال :

مندفع شدن براز است زياده از قدر عادت .

اطلاق

و استطلاق بطن « 5 » : اسهال است .

استرخا :

سستى عصب و عضله است و باطل شدن حسّ و حركت عضوى خاصّ ، و اين نيز انواع است و هريك در محلّ خود ذكر « 6 » مىشود ، مثل استرخاى جفن و استرخاى لسان و استرخاى مقعد و استرخاى آلت تناسلى . امّا « فالج » در حرف « فا » خواهد آمد .

اختلاج اعضا :

جستن اعضاست .

امتلا :

فاسد شدن غذاست در معده به سبب بسيارى طعام . « 7 »

امتداد :

تمدّد است ، و در « تا » گفته شود .

امنان « 8 » :

معطّل شدن جميع بدن است از حسّ و حركت ، نه به سبب سستى عصب و عضله .

امّ الصّبيان :

صرع است و آن را امّ الصّبيان از آن گويند كه اكثر صبيان را عارض مىشود .
هامش
( 1 ) . م : خاصره ؛ حاصره : محصور شده ، كه در برابر مسرى به كار مىرود . ( 2 ) . م : - به ريمى . ( 3 ) . س : - مثل اخلاط اربعه . . . قوام دارد . ( 4 ) . م : - است . ( 5 ) . س : - بطن . ( 6 ) . س : مذكور . ( 7 ) . م : - امتلا . . . طعام . ( 8 ) . م : انما ، امنان : سست و مانده كردن و ناتوان ساختن كسى و نيروى او را بردن . ( لغتنامه )