استسقا :
ورمى است از مادّهء غريبهء باردهء حاصره « 1 » ، يعنى غير مسرى ، به ريمى « 2 » گران و سخت شدن .
فايده : بدان كه استسقا سه نوع است : طبلى ، و آن ، آن است كه مادّهء آن قوام ندارد ، چون آب و باد .
و لحمى ،
و آن ورمى است كه مادّهء آن قوام دارد ، مثل اخلاط اربعه كه شامل جملهء بدن است .
و زقّى ،
و آن ، آن است كه مادّهء آن قوام دارد « 3 » ، امّا شامل جملهء بدن نيست ، بلكه غالبا مخصوص پوست شكم است . « 4 »
اسهال :
مندفع شدن براز است زياده از قدر عادت .
اطلاق
و استطلاق بطن « 5 » :
اسهال است .
استرخا :
سستى عصب و عضله است و باطل شدن حسّ و حركت عضوى خاصّ ، و اين نيز انواع است و هريك در محلّ خود ذكر « 6 » مىشود ، مثل استرخاى جفن و استرخاى لسان و استرخاى مقعد و استرخاى آلت تناسلى . امّا « فالج » در حرف « فا » خواهد آمد .
اختلاج اعضا :
جستن اعضاست .
امتلا :
فاسد شدن غذاست در معده به سبب بسيارى طعام . « 7 »
امتداد :
تمدّد است ، و در « تا » گفته شود .
امنان « 8 » :
معطّل شدن جميع بدن است از حسّ و حركت ، نه به سبب سستى عصب و عضله .
امّ الصّبيان :
صرع است و آن را امّ الصّبيان از آن گويند كه اكثر صبيان را عارض مىشود .
هامش
( 1 ) . م : خاصره ؛ حاصره : محصور شده ، كه در برابر مسرى به كار مىرود .
( 2 ) . م : - به ريمى .
( 3 ) . س : - مثل اخلاط اربعه . . . قوام دارد .
( 4 ) . م : - است .
( 5 ) . س : - بطن .
( 6 ) . س : مذكور .
( 7 ) . م : - امتلا . . . طعام .
( 8 ) . م : انما ، امنان : سست و مانده كردن و ناتوان ساختن كسى و نيروى او را بردن . ( لغتنامه )