تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠

الأمراض « 1 »

نقاهت :

ضعفى كه بعد از خستگى بماند .

نافض :

حالتى است كه با آن قدرت بر نگاه داشتن خويش از لرز نباشد . « 2 »

نفث الدّم :

خونى است كه از طريق دهان آيد . فايده : بدان كه خون اگر به طريق ثفل آيد از اجزاى دهان باشد ، مثل لثه و عمور ، يعنى گوشت‌ها كه در ميان دندان‌ها روييده ؛ « 3 » و اگر به طريق تنخّع « 4 » آيد ، يعنى از راه دماغ فرود آيد ، از سر آيد ؛ و اگر به طريق تنحنح آيد ، يعنى گلو تراشيدن ، از قصبهء شش آيد ؛ و اگر از طريق قى آيد ، از معده يا جگر يا مرىّ باشد ؛ و اگر به سرفه آيد ، از سينه يا شش بود .

نزف الدّم :

خونى است كه از طريق مقعد و فرج آيد .

نزله :

فرود آمدن مادّه است از دماغ .

نفخ معده :

بادى است « 5 » كه در معده باشد .

نفاس :

خونى كه بعد از زاييدن آيد .

نمش :

تغيّرى است پراكنده در لون به سرخى از خونى كه زير پوست « 6 » محتبس شود . پس اگر مايل باشد به سرخى ، نمش بود ؛ و اگر به سياهى ، برش ؛ و اگر به حيثيّتى باشد كه متّصل به يكديگر باشند ، به طريق تلطّخ « 7 » ، كلف است .

نمله :

بثره‌اى است كه حادث مىشود از صفراى لطيف تيز ، و اين چند نوع است : ساعيهء اكاله ، و سبب آن صفرايى است شديد الإحتراق . ساعيهء غير مقرّحه ، و سبب آن صفرايى است غير محترقه . جاورسيه ، و سبب آن صفرايى غليظ است مختلط به بلغم با سوداى محتبس در تحت جلد .

ناصور :

جراحتى است كهنه در گوشت كه از زمان جراحت چهل روز گذشته باشد .
هامش
( 1 ) . م : - الأمراض . ( 2 ) . م : نداشته باشد . ( 3 ) . م : رويد . ( 4 ) . م : تنحع . ( 5 ) . م : - است . ( 6 ) . م : جلد . ( 7 ) . تلطّخ : آلوده شدن . ( لغتنامه ) .
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 140 | مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى