كفّ :
سر دست است تا بند « 1 » دست .
كفّين :
دو كف .
الأمراض
كسر :
شكستن استخوان .
كلف :
تغيّر لون است به سياهى پارهپاره ، بىآنكه پوست از او ريخته شود .
كابوس :
حالتى است كه عليل تخيّل كند كه چيزى گران بر وى افتاده و مىفشارد و مانع از « 2 » حركت مىشود و عليل باخبر باشد و حركت نتواند كرد .
كرب :
منتقل شدن عليل است از هيأتى به هيأتى به توهّم اين « 3 » كه در هيأت ثانيه او را تسكين خواهد بود .
كزاز :
آفتى است كه درهم كشيده شود عصبهاى پشت « 4 » و گردن و سر را به جانب قفا كشد .
المتفرّقات
كانون :
ماهى است از ماههاى روميان . « 5 »
كوابح « 6 » :
هرچه در سركه پرورند .
كفت :
تعب و مشقّت .
كيل :
« 7 » پيمانه .
كثير الشّعب :
بسيارى شاخها . « 8 »
هامش
( 1 ) . س : سر .
( 2 ) . س : - از .
( 3 ) . م : آن .
( 4 ) . س : پوست .
( 5 ) . كانون : به لغت سريانى نام بعضى از ماههاى رومى است كه كانون اوّل و كانون آخر باشد و آن ماه سيم و چهارم است . ( برهان ؛ جهت اطلاع بيشتر ، ر ك : حاشيهء برهان ، ذيل همين كلمه ) .
( 6 ) . س : كوابيخ ؛ م : كواسح ؛ كوابح : جمع كابح ، آبكامه و برخى گوارشن و هاضومات و ترشيجات را گويند .
( 7 ) . كيل : در دمشق يك كيل - 12 غراره و نيز - 17 كيلوگرم ( گندم ) - حدود 08 / 22 ليتر بود . ( اوزان و مقياسها در اسلام ، ص 64 ) .
( 8 ) . م : - ها .