حرف الميم
الأعضاء
مسامّ :
سوراخهاى تنگ است در پوست كه موى و بخار از آن بيرون مىآيد .
مجرى :
محلّى است خالى كه جاى گذشتن چيزها « 1 » باشد .
مفاصل :
محلّ به هم رسيدن استخوانها .
مشيمه :
پردهاى است در رحم كه از منى متكوّن مىشود و محافظت منى و جنين مىكند .
مثانه :
عضوى است بر مثال كيسه كه محلّ جمع شدن بول است .
مرىّ :
عضوى است لحمانى كه مجراى غذاست و يك طرف آن « 2 » متّصل به گلو و طرف ديگر « 3 » به فم معده است . « 4 »
مصفاة :
استخوانى است نرم كه در اعلاى بينى باشد در پيش دو زايدهء شبيه به دو سر پستان كه محلّ قوّت بويايى « 5 » است .
مغابن :
عضوهاى سست است ، مثل بغل و بن گوش و بيخ ران .
منفذ :
معروف است . « 6 »
مراره :
زهره .
ملازه :
لهات است ، و در « لام » گفته شد .
الأمراض
مفاصل :
درد بندگاههاست .
مغص :
دردى است در روده به سبب احتباس براز ، احتباسى غير تامّ .
ماليخوليا
و ماخوليا :
تشويش و فساد فكر و ظنّ است و خوف از چيزى كه ترسيدن از آن معتاد نباشد .
هامش
( 1 ) . م : چيزى .
( 2 ) . م : او .
( 3 ) . م : يك طرف .
( 4 ) . س : - است .
( 5 ) . م : بوى .
( 6 ) . س : - منفذ معروف است .