تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩

حرف القاف

الأعضاء

قحف :

شش استخوان است كه كلّهء سر از آن مركّب است و محيط به دماغ است ، و در « دماغ » گفته شد .

قصبة الرّيه :

ممرّ نفس است و آن عضوى است غضروفى و يك طرف آن متّصل به گلو است و طرف ديگر به شش .

قدم :

سرهاى پاست با كعب .

قبل :

فرج زنان .

الأمراض

قرحهء امعاء :

جراحت روده است .

قلاع :

ريشى است در پوست دهان و زبان ، و آن دو نوع است « 1 » : يكى سفيد ، و آن از بلغم است ؛ و ديگر سرخ ، و آن از خون است .

قولنج :

وجعى است در روده به سبب احتباس نفخى در طبقات روده يا سدّه كه مانع دفع براز باشد ؛ و ايلاوس نوعى از قولنج است ، و در « الف » گفته شد .

قوبا :

خشونتى است در ظاهر پوست « 2 » و آن را به كرمانى گردون گويند .

قلقنه :

« 3 » علّتى است كه در سينهء اسب پيدا شود .

قيله :

نوعى از فتق است ، و گفته شد .

المتفرّقات

قشر :

پوست .

قشور :

پوست‌ها .

قشر البيض :

پوست تخم‌مرغ .
هامش
( 1 ) . س : نوعند . ( 2 ) . س : بدن . ( 3 ) . قلقنه : علّتى يا جراحتى است كه در پاى اسب و استر و امثال آن پديد مىآيد ، نه در سينهء اسب . ( ر . ك : لغتنامه ) .