حرف القاف
الأعضاء
قحف :
شش استخوان است كه كلّهء سر از آن مركّب است و محيط به دماغ است ، و در « دماغ » گفته شد .
قصبة الرّيه :
ممرّ نفس است و آن عضوى است غضروفى و يك طرف آن متّصل به گلو است و طرف ديگر به شش .
قدم :
سرهاى پاست با كعب .
قبل :
فرج زنان .
الأمراض
قرحهء امعاء :
جراحت روده است .
قلاع :
ريشى است در پوست دهان و زبان ، و آن دو نوع است « 1 » : يكى سفيد ، و آن از بلغم است ؛ و ديگر سرخ ، و آن از خون است .
قولنج :
وجعى است در روده به سبب احتباس نفخى در طبقات روده يا سدّه كه مانع دفع براز باشد ؛ و ايلاوس نوعى از قولنج است ، و در « الف » گفته شد .
قوبا :
خشونتى است در ظاهر پوست « 2 » و آن را به كرمانى گردون گويند .
قلقنه :
« 3 » علّتى است كه در سينهء اسب پيدا شود .
قيله :
نوعى از فتق است ، و گفته شد .
المتفرّقات
قشر :
پوست .
قشور :
پوستها .
قشر البيض :
پوست تخممرغ .
هامش
( 1 ) . س : نوعند .
( 2 ) . س : بدن .
( 3 ) . قلقنه : علّتى يا جراحتى است كه در پاى اسب و استر و امثال آن پديد مىآيد ، نه در سينهء اسب . ( ر . ك :
لغتنامه ) .