تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧

الأمراض

فواق :

حركت فم معده است جهت دفع موذى .

فالج :

سستى و معطّل شدن نصف بدن است در طول از حسّ و حركت .

فتق :

شقّ شدن پرده‌اى است در بيخ ران و نفوذ روده‌اى از روده‌ها يا عضوى ديگر در كيس انثيين ؛ و اگر اين علّت از نفوذ آب باشد آن را قيله گويند و اگر رطوبتى ديگر باشد آن را ادره « 1 » گويند ؛ و بعضى گفته‌اند اگر از نفخ باشد آن را قيله گويند .

فسخ عضله :

دريده شدن عضله است .

فلغمونى :

ورم خونى است .

المتفرّقات

فحم :

انگشت . « 2 »

فرو :

پوستين . « 3 »

فقّاح :

گل گياه . « 4 »

فرع :

شاخه .

فرزجه :

دوايى كه زنان به پنبه از طرف قبل به خود برگيرند .

فجّ :

خام . « 5 »

فلزّ :

بعضى از معدنيّات . فايده : بدان كه از معدنيّات نه چيز است كه گداخته شود يا منطبع گردد ، فلز گويند و آن ، اين است : زر ، نقره ، مس ، برنج ، روى ، آهن ، سرب ، قلع ، سيماب . فايده : بدان كه اگر از زر صد مثقال بگيرند و از فلزّات هشتگانه باقى به حسب جثّه
هامش
( 1 ) . ادره ( ادره ) : ورم بيضه و دبّگى خايه است . ( ر . ك : لغتنامه ) . ( 2 ) . فحم : انگشت ( زغال ) است كه به هندى كويله نامند و آن اخگرى است كه خاموش كرده باشند . ( لغتنامه ) . ( 3 ) . فرو : چيزى شبيه جبّه كه از پوست حيوانات چون خرگوش و روباه و سمور دوزند و جمع آن فراء است . ( لغتنامه ) . ( 4 ) . فقّاح : شكوفهء گياه هرچه باشد . ( 5 ) . فجّ : ميوهء خام را گويند .