تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
عصيده : نوع حلوايى است غليظ القوام كه از خرما و روغن سازند و به كرمانى آن را آسوده گويند .

حرف الغين

الأعضاء

غشاى دماغ :

پرده‌هاى دماغ ، و در « دماغ » گفته شد و در « انتشار » مصوّر گشت . « 1 »

غلاظ امعا :

روده‌هاى زيرين است ، و در « امعا » گفته شد .

الأمراض

غثيان :

تقاضا كردن فم معده است دفع خلطى غليظ را كه در فم معده باشد .

غشى

و غشيان : معطّل شدن قوّت حسّ و حركت ارادى است به سبب ضعف دل .

غدد :

ورمى چند صلب است متولّد از بلغم غليظ يا سودا ، امّا اكثر بلغمى باشد و زياده و كم نشود و به عضو درآويخته باشد ، به خلاف سلعه .

غشاوه :

پرده‌اى است كه چشم را عارض مىشود .

غرب :

ناصورى است كه به سبب خراج يا بثره در گوشهء چشم حادث شود .

غبّ :

تب صفراوى است كه يك روز مىگيرد و يك روز مىگذارد ، و در « تب » گفته شد .

المتفرّقات

غرغره :

معروف است .

غبرت « 2 » :

رنگ خاك .

غايله :

چيزى به چيزى كه درآميخته باشد .

غضارت :

« 3 » تازگى .

غايط :

براز .

غرب :

درخت پده . « 4 »
هامش
( 1 ) . م : شد . ( 2 ) . م : غبرات . ( 3 ) . م : غضارات . ( 4 ) . م : پد ؛ پده : همان درخت سپيدار است .