است : صلب و ليّن و معتدل . نبض صلب نبضى باشد « 1 » كه قوت انگشت به اعتمادى « 2 » قوى ، حركت « 3 » انبساطى « 4 » او فرو ننشاند « 5 » . لين ضد اوست . و معتدل ميان هر دو « 6 » جنس .
ششم : مأخوذ است از مقدار آنچه در ميان رگ است از روح و خون كه مركب اوست و آن سه نوع است : ممتلى و خالى و معتدل . ممتلى نبضى « 7 » بود « 8 » كه حرارت و رطوبت « 9 » كه در ميان رگ بود ، دريابند . و خالى ضد ممتلى بود « 10 » . و معتدل ميانهء هر دو « 11 » جنس .
هفتم : مأخوذ است از چگونگى جرم رگ و آن سه نوع است : گرم و سرد و معتدل .
نبض سرد و گرم را « 12 » محتاج شرح دادن نيست « 13 » .
هشتم « 14 » : مأخوذ است از وزن حركات و آن دو نوع است : حسن الوزن و ردى « 15 » الوزن .
حسن الوزن نبضى باشد كه زمان حركت انبساط و زمان حركت انقباض و زمان هر دو سكون كه از پس حركت بود ، همه « 16 » متناسب « 17 » باشد « 18 » . ردى الوزن آنچنان « 19 » باشد كه وزن نبض جوان ، چون وزن نبض پير باشد .
نهم « 20 » : مأخوذ است از خاصهء كميت و آن دو نوع است « 21 » : مستوى و مختلف . نبض مستوى نبضى است كه حركت بازپسين او به حركت اول « 22 » ماند و نبض مختلف نبضى است كه « 23 » اندر يك باب ديگر نماند « 24 » .
هامش
( 1 ) . س : بود .
( 2 ) . ل : اعتماد .
( 3 ) . م : + و .
( 4 ) . م : انبساط .
( 5 ) . م : + و .
( 6 ) . س و ل : - و معتدل . . . هر دو .
( 7 ) . ل : نبض .
( 8 ) . س : است .
( 9 ) . س و م : + و چيزى .
( 10 ) . س و م : است .
( 11 ) . س و ل : - و معتدل . . . هر دو .
( 12 ) . م : - را .
( 13 ) . توضيح جنس هفتم و هشتم در « م » عكس ترتيب متن است .
( 14 ) . س و ل : جنس هشتم .
( 15 ) . س : رذى .
( 16 ) . س : هم .
( 17 ) . س : مناسب .
( 18 ) . م : بود .
( 19 ) . ل : چنان .
( 20 ) . س و ل : جنس نهم .
( 21 ) . م : - است .
( 22 ) . م : اولى .
( 23 ) . س و ل : - نبض مختلف . . . كه ؛ م : بار .
( 24 ) . س : اند ؛ ل : آيد ؛ « نبض مستوى نبضى است كه حركت بازپسين او به حركت نخستين ماند اندر همه بابها ، و مختلف نبضى است كه اندر يك باب حركت بازپسين او به حركت نخستين ماند و اندر باب ديگر نماند . » ( الاغراض الطبيه ، ص 119 ) .