باب الكاف
گندم
گرم است و در ترى و خشكى معتدل است . از حبوب « 1 » ، هيچ « 2 » از گندم غذادهندهتر و « 3 » سازگارتر بر « 4 » بدن ، انسان را نيست . « 5 » بهترين گندمى « 6 » از كشتى « 7 » باشد كه آن را « 8 » آفت « 9 » نرسيده « 10 » .
كنجد
گرم و تر است . در منى بيفزايد و ادرار حيض كند و معده را سست كند و غثيان و تشنگى آورد « 11 » .
كنار « 12 »
سرد و خشك است . معده را قوت دهد و « 13 » اسهالى « 14 » كه از ضعف معده بود ، ببندد و « 15 » اسهال خون را سودمند است .
كيل « 16 »
سرد و تر است . معده « 17 » را زيان دارد و « 18 » بلغم انگيزد « 19 » .
گلنار
سرد و خشك است در درجهء دوم « 20 » . اعضاى عصبانى را قوت دهد و اسهال خون بازدارد .
كرفس
گرم و خشك است در درجهء دوم « 21 » . سده را بگشايد و باد را بشكند .
گندنا
گرم و خشك است در درجهء چهارم . مقعد را سود دارد و درد سر « 22 » آرد « 23 » .
كنگر « 24 »
در گرمى معتد است . تر است « 25 » در درجهء دوم . در « 26 » باه « 27 » بيفزايد . بوى بدن « 28 »
هامش
( 1 ) . م : حبوبات .
( 2 ) . م : + حب .
( 3 ) . م : - تر و ؛ + نيست .
( 4 ) . م : سازگار است مر .
( 5 ) . م : - نيست .
( 6 ) . م : گندم .
( 7 ) . م : - از كشتى .
( 8 ) . م : - كه آن را .
( 9 ) . م : آفتى .
( 10 ) . م : نرسد .
( 11 ) . م : آرد .
( 12 ) . كنار : به ضم اول ، ميوهاى باشد سرخرنگ شبيه به عناب و در هندوستان بسيار مىباشد . ( برهان قاطع ) .
( 13 ) . م : - و .
( 14 ) . س : اسهال .
( 15 ) . م : - و .
( 16 ) . كيل : به كسر اول و فتح ثانى ، نام ميوهاى صحرايى ، شبيه به آلوچه و سيب كوچك . ( برهان قاطع ) .
( 17 ) . م : سده .
( 18 ) . م : - و .
( 19 ) . م : انگيز است .
( 20 ) . م : دوم .
( 21 ) . م : دوم .
( 22 ) . س : + را سود دارد .
( 23 ) . س : - آرد ؛ گندنا : « از خوردنش سردرد آيد و خوابهاى پريشان بينند . » ( قانون ، كتاب دوم ، ص 195 ) .
( 24 ) . س : كشك .
( 25 ) . م : - تر است .
( 26 ) . م : - در .
( 27 ) . م : + را .
( 28 ) . م : دهان .