قاقلهء « 1 »
خرد و بزرگ ، گرم و خشك است به درجهء سوم . « 2 » در وى قبضى است « 3 » .
غثيان و قى بازدارد .
قردمانا « 4 »
گرم و خشك است به درجه سوم « 5 » . فالج و صرع را سود دارد .
قنطوريون « 6 »
گرم و خشك است به درجهء سوم . سده بگشايد و درد شكم را سود دارد « 7 » .
قطران « 8 »
گرم و خشك است به درجه چهارم . يك قطره از آن در « 9 » گوش « 10 » چكانند ، كرم گوش را بكشد .
قسط « 11 »
گرم و خشك است به درجه سوم « 12 » . عرق النساء و سستى تنها را سود دارد .
قنبيل
گرم و خشك است . حب القرع و ديگر كرمان را بكشد .
قنابرى « 13 » ،
برغشت « 14 » است كه شيرازيان « 15 » آن را سوزه « 16 » گويند . گرم و خشك است . برص و بهق « 17 » را سود دارد « 18 » طلى كردن بر آن « 19 » .
هامش
( 1 ) . قاقله : به ضم ثالث ، هيل ، شو ، نباتى است شبيه اشنان . ( حواشى برهان قاطع ) .
( 2 ) . م : سيوم .
( 3 ) . م : هست .
( 4 ) . م : قيصريون ؛ قردمانا : به ضم اول و ثالث . نامى يونانى است كه سريانى شده است و مترجمين عرب آن را به كروياى صحرايى اطلاق كردهاند . ( حواشى برهان قاطع ) .
( 5 ) . م : سيوم .
( 6 ) . قنطوريون : به فتح اول ، نام گياهى است كه برگش به گردكان و بارش به خسك دانه ماند ( برهان قاطع ) . اصل آن يونانى است . ( حواشى برهان قاطع ) .
( 7 ) . م : - قنطوريون . . . دارد .
( 8 ) . م : قط .
( 9 ) . م : به .
( 10 ) . م : + اندر .
( 11 ) . م : قردمانيا .
( 12 ) . م : - به درجه سوم .
( 13 ) . قنابرى : به ضم اول و فتح با و الف مقصوره ، گياهى باشد خودروى شبيه به اسفناج كه در آشها داخل كنند و بعضى گويند گياهى است كه گل زردى دارد و بعضى ديگر گفتهاند ترهاى است بهارى و طعم تيزى دارد و برخى آن را جل وزغ گفتهاند و آن چيزى باشد سبز كه بر روى آبهاى ايستاده مىايستد . ( برهان قاطع ) .
( 14 ) . م : برغست ؛ برغشت به فتح اول و ثالث ؛ برغشت و برغست هر دو گفته شده است .
( 15 ) . س : - شيرازيان .
( 16 ) . م : سبزه .
( 17 ) . م : بهق و برص .
( 18 ) . م : سودمند است خوردن و .
( 19 ) . م : - بر آن .