دهان را خوش كند و نشاط آورد و پيهها را قوت دهد .
عقرب « 1 »
سرد و خشك است . در روغن زيت جوشانيدن « 2 » و آن روغن در گوش چكانيدن درد گوش را سود دارد « 3 » .
باب الغين
غاريقون
گرم و خشك است . سده را بگشايد و خلطهاى غليظ « 4 » برد و بيماريهاى بلغمى را سود دارد .
غاليه
نوعى از طيب است و « 5 » از مشك و سك « 6 » و كافور مركب است « 7 » . در بويهاى خوش به كار آيد « 8 » .
باب الفا
فانيد « 9 »
گرم و تر است . طبع را نرم دارد و « 10 » سرفه و سينه را سود دارد .
فوفل « 11 »
همچون صندل است « 12 » . آماس گرم و سرخى « 13 » چشم را « 14 » سود دارد و بن دندان را سخت كند .
هامش
( 1 ) . س : عبير ؛ « زيت العقارب بهترين علاج درد گوش است » . ( قانون ، كتاب دوم ، ص 270 ) .
( 2 ) . م : بجوشانند .
( 3 ) . م : درد گوش را نافع است از چكانيدن آن روغن .
( 4 ) . م : + را .
( 5 ) . م : مركب است .
( 6 ) . م : شكر ؛ سك : به ضم اول ، نام نوعى از عطريات است و نيز بعضى آن را عصارهء آمله دانستهاند .
( 7 ) . م : - مركب است .
( 8 ) . م : - در بويهاى . . . آيد .
( 9 ) . فانيد : معرب پانيد است كه نوعى حلوا باشد و قند سفيد را نيز گويند . ( برهان قاطع ) . شكر سرخ را نيز گفتهاند .
( 10 ) . م : - و .
( 11 ) . فوفل : به كسر يا فتح ثالث . درختى است از تيره نخلها كه در مناطق گرم آسيا مىرويد و جوانه انتهايى تنه آن كه كلم فوفل ناميده مىشود ، خوراكى است . ( لغتنامه ) .
( 12 ) . س : - همچون صندل است .
( 13 ) . م : سوختن .
( 14 ) . س : - را .