بگيرند و بر سر طلى كنند . موى را دراز كند . با سركه در روغن زيت طلى كنند ، گزيدن كژدم و زنبور [ را ] سود دارد « 1 » .
خشخاش
سرد و تر است در درجهء سوم « 2 » . خواب آورد و « 3 » شراب او سرفه را سود دارد .
خبازى ،
خيرو است . خداوند سرفهء كهن را سود دارد و شير زنان « 4 » زيادت كند .
خردل
گرم و خشك است به « 5 » درجهء چهارم . بلغم « 6 » بزدايد و تحليل رطوبت از دماغ كند و نسيان را سود دارد .
خشك انگبين
در كوههاى پارس باشد . گرم و خشك است و « 7 » از عسل گرمتر است .
خايهء
مرغ خانگى ؛ زردهء او « 8 » چون نيمبرشت باشد ، غذا بسيار دهد . سپيدهء « 9 » او سرد است و زردهء او گرم و تر است . موضعى كه به آتش سوخته باشد ، طلى كنند « 10 » سود دارد .
خايهء مرغابى و بط و اشتر مرغ معتدل است در گرمى . قولنج را زيان « 11 » دارد .
خايهء گنجشك در باه بيفزايد .
خايه كبك ناقه « 12 » را سود دارد .
باب الدال
درّاج ؛
گوشت درّاج اندر جوهر دماغ بيفزايد و فهم « 13 » زيادت كند و منى بسيار تولد كند .
دار فلفل
گرم و خشك است در درجهء سوم « 14 » . بلغم را بزدايد و معده را قوت دهد و باه را قوت زيادت كند . گزيدن جانوران را « 15 » سود دارد .
هامش
( 1 ) . م : - با سركه . . . دارد .
( 2 ) . م : سيوم .
( 3 ) . م : - و .
( 4 ) . م : + را .
( 5 ) . م : در .
( 6 ) . م : + را .
( 7 ) . م : - و .
( 8 ) . م : - زردهء او .
( 9 ) . م : سفيده .
( 10 ) . س : كند .
( 11 ) . س : سود ؛ از آنجا كه اين ادويه قابضند ، بىشبه قولنج را زيان دارند . ( ر . ك . قانون ، كتاب دوم ، ص 92 ) .
( 12 ) . ناقه : كسى كه در حال نقاهت است ؛ نيز آبلهء دست را گويند . ( لغتنامه ) .
( 13 ) . م : + را .
( 14 ) . م : سيوم .
( 15 ) . س : - و معده را . . . جانوران را .