از آن به پاسخ تو احمد اين چكامه نوشت * كه تا عقيده عيان نزد شيخ و شاب كند « 1 »
قصيدهء ديگرى كه در نقض بر ايرج ميرزا سروده شده ، قصيدهاى است كه موسى طبرسى كاظمينى متخلص به ضيايى از عالمانى كه رسالهاى هم در باب حجاب نگاشته ، سروده و در رسالهء خود آورده است . وى مىنويسد : چند بيتى در جواب اشعارى كه بر ردّ حجاب گفته شد ، انشاد گرديد . خوب است كه به سمع قارئين محترم برسانيم ؛ ولى راجع به قسمى است كه خصم گفتهء ناهنجار خود از براى طعن فقيه در رشتهء نظم درآورده و طبع سخيف خود را در اين موضوع ظاهر گردانيده است ، يك بيتى از آن را ذكر نموده ، به جواب مىپردازيم :
فقيه شرع به رفع حجاب مايل نيست * چرا كه هرچه كند حيله در حجاب كند
فقيه شرع همى امر بر حجاب كند * كه تا بناى فساد و حِيَل خراب كند
هزار نكتهء باريك ، اندر آن ديده است * كجاست ديده ، كه درك از ره ثواب كند
عدو چه ديده كه وضعش خلاف پيشهء اوست * شود مشوّش و بر رفع آن شتاب كند
نبرده پى به نكات و دقائق قرآن * نخست نفى دلالت « 2 » از كتاب كند
چو گربهاى كه ز بهر طعام چنگ آرد * و يا چو گرگ كه بر طعمه اضطراب كند
تواتر آورد او پنجه از براى نقاب * كه تا گسسته ز هم پردهء نقاب كند
عجوزه گفت به پيراهن عروس برد * كز اين وسيله يكى حيله ناصواب كند
براى رفع حجاب و ز بهر طعن فقيه * بگوشهاى رود و عوعوِ كلاب كند
نكات آيه و اخبار جز به فهم فقيه * كجاست در خور كس تا كه پيچ و تاب كند
به اين حِيَل نتواند قِبال اهل كمال * زبان گشايد و آيات را جواب كند
حجاب هست ضرورى دين و هم مذهب * نه جاى آنكه كس اندر وى ارتياب كند « 3 »
شعر منتظر محلاتى در جواب ايرج ميرزا
خدايا تا كى اين ايرج به خواب است * ز عشق بچه خوشگل دل كباب است
به حق حق كه نشناسد خدا را * بود منكر كتاب و شرع ما را
و گرنه اين حجاب از حق رسيده * به ابدان زنان روحى دميده
ببين آن سورهء احزاب و آن نور * كه آياتش چو نورى هست در طور
پيمبر از خدا بر ما رسانده * ز لطفش بر زنان او دُرّ فشانده
به آخوند و به ملاها چه مربوط * كه ايرج هر زمان هى مىزند سوط
هامش
( 1 ) . وسيلة العفايف ، ص 211 - 212
( 2 ) . در اصل : دلالات .
( 3 ) . رسالهء ضيائيه ، ص 39