زرو گشادن زنها چه معرفت خيزد * به جز مبادى اخلاق را خراب كند
گرفتم آنكه حجاب زنان رود به كنار * گرفتم آنكه جهان رو به انقلاب كند
اگر به خانهء يك تن « 1 » زنى وجيه افتد * كه مىگذارد بىچاره خورد و خواب كند
خصوص جوقهء شهوتپرست ايرانى * به خاصه آنكه نه پرهيز از عقاب كند
به حكم عقل همين يك فساد ما را بس * بهل كه هرزه درا عفعف كلاب كند
حجاب عمده تميزى است بين آدم و خر * و گرنه فرق كجا آدم از دواب كند
حجاب بهر مسلمان و اهل ايمانست * كسى كه اين دو ندارد چه احتجاب كند
نبى ز تابع قران حجاب مىخواهد * نه آنكه جهل به قانون آن جناب كند
كسى كه غيرت و ناموس را نفهميده * كه گفته است كه ناموس او حجاب كند
كسى كه پرده ندارد به فكر پردهدرى است * هواى فتنه و آشوب و انقلاب كند
كسى كه مرد شد از زن حجاب مىطلبد * كه مردمى خود از اين ره انتخاب كند
ز مرد خواهش بىپردگى زن عجب است * عجيبتر آنكه به خود آدمى خطاب كند
خدا به جنّت عدنى كه جاى آزاديست * تو را به پردهنشين شاد و كامياب كند
رموز آيهء « فِيهِنَّ قاصِراتُ الطَّرْفِ » * نديده آنكه بدينگونه التهاب كند
مگسپرا به عبث پر متاز و پر مگشاى * هواى پرشِ عنقا كجا ذباب كند
كسى امانت خود را بدست دزد دهد * به روى مست چه ديوانه فتح باب كند
به چنگ گربه كسى دمبه مىدهد حاشا * ز بهر گرگ كسى برّه را كباب كند
اگرچه هركه بدين فرقه روبرو گردد * چنان بود كه كسى رو به منجلاب كند
به غير بوى نجاست ز منجلاب مجوى * كه ديده پِشك عفن كار مشك ناب كند
خدا مثابهء نادان به چهارپايان كرد * نه بلكه « بل هم اضل بعد آن خطاب كند
اگر كه ديدهء عبرت براى جاهل بود * همان لَصَوت الحميرش جگر كباب كند
از آنكه هست كنايات ابلغ از تصريح * همين مقالهء من خصم را مجاب كند
تمدّنى كه به ظلّ تديّنى نبود * چگونه تكيه برو شخص نكته ياب كند
كدام مملكت آباد شد ز رقص زنان * كدام ملّت خر فخر بر شراب كند
شنيدهايد كه كسب كمال و فضل و هنر * كسى ز چنگ و دف ، بربط و رباب كند
برو حكايت اصحاب فيل را بر بخوان * بر اهل كيد ببين حق چسان عتاب كند
متاب پنجهء خود باخدا ستيزه مكن * كه هركه كرد و كند ، جان خود عذاب كند
به غير نسل زنا هرچه خوانيش بىجاست * كسى كه رخنه بر اسلام يا كتاب كند
هامش
( 1 ) . اگر به خانهء يك سگ . . .