بزرگوار خدايا به حرمت ده و چار * بگو امام زمان پاى در ركاب كند
بود اميد كه وقت ظهور سيّد را * ز چاكران در چاكرش حساب كند « 1 »
در احسن الحكايات قصيدهء بالا به عنوان جواب اشعار نصيرى ملعون ياد شده است . « 2 »
گيلانى قصيدهء ديگرى در نقض قصيدهء ايرج ميرزا از آقا محمد عاصى رشتى تحت عنوان جواب ثانى آورده كه چنين است :
اگر رقيب دل خود ز غصّه آب كند * محال آنكه توان رفع از حجاب كند
بگو به مدّعى هرگز به مدّعا نرسى * بسوز عاقبت اين غم ترا كباب كند
هزار مثل تو كردند اين خيال ولى * نشد ميسّر ايشان كه فتح باب كند
بمرد و حسرت اين درد را به گور ببرد * اميد آنكه نصيب تو هم تراب كند
هر آنكه كوشش رفع حجاب بنمايد * خداى خانهء عمر وِرا خراب كند
كسى كه در دل او بهرهاى ز ايمانست * چه بحث او به فقيه و يا كتاب كند
به اصل منكر و در فرع گفتگو كردن * به مَثَل او است گل اندود آفتاب كند
تو را كه نيست جوى از حقايق اسلام * بگو كدام طريقت تو را مجاب كند
مگر كه مذهب مزدك بكرد اين فتوى * چه گاد خواهر و آنگاه زن خطاب كند
خيال خام مجسّم نمودن اندر دل * مثال او است كه نقشى به روى آب كند
اگر به حكم خدا و صريح قرآن است * زنان مسلمه بايد به رخ نقاب كند
و گر به پردهء زن سدّ باب معرفت است * بگو به معرفت از اصل سدّ باب كند
كسى ز پردهگيان اين قيامگر خواهد * ببايد اوّل فاميلش ارتكاب كند
اگر مرا به شيخ و كتاب و مدرسه است * بگو به قائد اوّل چنين عتاب كند
ولى بترس ز دادار قادر قهار * كه زير پنجهء قهرش تو را عذاب كند « 3 »
سومين قصيدهاى كه گيلانى در ردّ شعر شاهزاده ايرج ميرزا آورده ، شاعر آن را نشناسانده - هرچند شاعر خود را در بيت آخر احمد ناميده « 4 » - و تنها ذيل عنوان چكامهء حجابيه ثالث آن را بدين ترتيب آورده است :
نقاب را چو به رخ ماه من حجاب كند * به زير ابر نهان قرص آفتاب كند
چو پرده زان رخ چون آفتاب برگيرد * ز شرم ماه نهان روى در سحاب كند
هامش
( 1 ) . وسيلة العفايف ، ص 208 - 210 ؛ كشف الغرور ، صص 32 - 33 ؛ و بنگريد : هفدهم دى مناظرهء دانشجو و دهقان پير ، ص 113 - 116 ؛ احسن الحكايات ، ص 103 - 106
( 2 ) . احسن الحكايات ، ص 103
( 3 ) . وسيلة العفايف ، ص 210 - 211 ؛ كشف الغرور ، ص 35
( 4 ) . در كشف الغرور ، ص 35 از آن با عنوان « قصيدهء احمدى » ياد كرده است .