زنها به خيابانها مخمور و خراب آمد * اى محترمات شهر گر صاحب ايمانيد
تا چند چنين بيهوش از فريب شيطانيد * رسم گول خوردن را جمله خوب مىدانيد
تا به كى چنين مدهوش در هواى طهرانيد * گوئيا كه بيهوشى ارث آن جناب آمد
چشم خويش بگشاييد بحر و برّ عوض گشته * شهر ماندن جمعى با سفر عوض گشته
هم محله در تغيير هم گذر عوض گشته * آب و نان اين ملت بيخطر عوض گشته
از حوض بهشت امروز در باغچه آب آمد « 1 »
* * * شعر ديگرى كه از اشرف الدين حسينى دربارهء حجاب نقل شده چنين است :
زنان با چادر داراب اطلس * كشيده قد مثال سرو نورس
ببيند رويشان را چشم هركس * ولى اين شعر بهر عارفان بس
نه ما از مستبد ديديم چيزى * نه از مشروطه فهميديم چيزى
اگرچه چشم اين ملت به خواب است * ولى بيدار كردن هم ثواب است
مسلمانى عفاف است و حجاب است * نصيب شخص بىعصمت عذاب است
نه ما از مستبد ديديم چيزى * نه از مشروطه فهميديم چيزى
زن بىعصمت اندر روز محشر * رود اندر جهنّم خوار و مضطرّ
شود با مالك دوزخ برابر * جزا بيند عملها را سراسر
نه ما از مستبد ديديم چيزى * نه از مشروطه فهميديم چيزى « 2 »
* * * همچنين شعرى ديگرى از وى در اينباره آمده است :
اى خدا آن يوسف اسرار كى خواهد رسيد * رونقى بر اهل اين بازار كى خواهد رسيد
يا رب آن شاه فلك مقدار كى خواهد رسيد * مؤمنان را وعدهء ديدار كى خواهد رسيد
يادگار احمد مختار كى خواهد رسيد * مسلمين بىصاحبند آن شاه والاجاه كو
ناصر دين حامى شرع رسول اللّه كو
هامش
( 1 ) . وسيلة العفايف يا طومار عفت ، صص 155 - 156 ؛ احسن الحكايات صص 265 - 266 ؛ كشف الغرور ، صص 18 - 19 بدون دو بند اخير .
( 2 ) . وسيلة العفايف ، ص 138 - 139