مؤلف در ابتدا با اشاره به اينكه در اين زمان ، هوش و ذكاوت مردم بيشتر شده و مايل به « فهميدن اصول دين از روى دليل و دانستن جهت و فلسفهء احكام الهى » هستند ، از ضرورت تحليل عقلى مسائل دينى سخن گفته است . وى با اشاره به فعاليت هيئت جامعهء محمديه در محلهء حسنآباد تهران از « عموم حقطلبان مسلمين و غير مسلمين از يهود و نصارا و زردشتىها و مخصوصا بهايىها را براى ظهور حق و اتمام حجّت » دعوت به مناظرهء علمى مىكند .
پس از آن ، از مسألهء حجاب به عنوان مسألهاى ياد كرده كه بايد براساس همان نگرش در بارهء آن سخن گفت . مؤلف بر آن است كه رسالهء حاضر « موضوع حجاب را كه به كلى از اهميت افتاده ، جمعى از بهائيه و غيرهم نيز به توسط تبليغات و روزنامجات » بر ضد آن فعاليت كرده و در حال « پاره كردن پردهء حيا و عفت ناموس مسلمين » هستند ، بررسى خواهد كرد .
وى در اين رساله حجاب را مصداق لطف الهى دانسته و عامل مهمى براى جلوگيرى از فتنه و فساد و « اختلال اوضاع زندگانى و قطع نسل و نظام اجتماعى » مىداند . نوع رابطهء ميان زن و مرد اقتضاى آن دارد كه آنان از « مواجهه » شدن با يكديگر پرهيز كرده و نهتنها در « موقع امتحان در دار الفنون » كه در « مجالس روضه و پاى منبرها » نيز از يكديگر جدا باشند .
وى سپس به بيان آيات حجاب در قرآن پرداخته و مشغول شرح و تفسير آنها مىشود و در پايان چنين نتيجهگيرى مىكند : « پس به خوبى واضح و مبرهن شد كه حجاب مطلقا واجب و ظاهر كردن زينت و مواضع آن و صورت حتى شنوانيدن صداى زينت هم موافق آيات قرآنيه بر زنها حرام است » .
رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 594
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص٥٩٤