از مردان و يا طفل آنچنانى كه هوشيارى و تميز و اطلاع رسانيدن بر عورتهاى زنان ندارد .
باز فرمود در همين سورهء نور :
« وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ »
؛ « 1 » يعنى زنان پاهاى خود را بر زمين نزنند تا معلوم نشود آن چيزى كه مخفى دارند از زينت خود ؛ معلوم است كه مراد در اين آيه و آيهء سابقه ، يا خود زينت است در حالتى كه پوشيده باشند در خود ، آن زينت را ؛ و يا مراد محل زينت است به جهت تأكيد در پوشانيدن محل ، فرمودند زينت را بپوشانند . و به هريك از اين دو وجه دلالت بر وجوب ستر و حجاب دارد .
باز فرمودند خداوند تبارك و تعالى در همين سورهء نور :
« وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللَّاتِي لا يَرْجُونَ نِكاحاً فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُناحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِينَةٍ وَ أَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ »
؛ « 2 » يعنى زنانى كه از حيض و اولاد خود و شهر افتادهاند به جهت پيرى كه اميد و طمع در نكاح و شوهر كردن ندارند ، باكى بر آنها نيست كه لباسهاى حجاب خود را نپوشند ، در حالتى كه ظاهركننده نباشند جاهاى نيكوى بدن خود را با زينت براى مردان اجنبى . و بعد فرمود كه پوشانيدن آنها با اين حال پيرى و بىزينت بهتر است از جهت ايشان ؛ و واضح است كه تخصيص دادن زنان پير را به جايز بودن نپوشيدن حجاب ، دلالت مىكند كه به زنان ديگر واجب است حجاب و الّا وجهى ندارد كه زنان پير را تخصيص دهند .
و امّا آنچه دلالت مىكند بر وجوب ستر و حجاب از سنّت و اخبار محمد و آل محمد است : روزى حضرت رسول ( ص ) فرمودند كه هركه اطاعت زن خود نمايد ، خداى تعالى او را سرنگون به جهنّم مىافكند . عرض كردند : در چه چيز ؟ فرمودند : در اينكه از شوهر خود خواهش كند به حمّامها و عروسىها و عيدگاهها و عزاها برود ، و جامههاى نازك بپوشد و شوهر راضى شود و اذن دهد . « 3 »
و باز منقول است كه حضرت رسول ( ص ) فرمود به فاطمهء زهرا سلام الله عليها كه از براى زنان چه چيز بهتر است ؟ عرض كرد كه ، او هيچ مرد اجنبى را نبيند و هيچ مرد اجنبى نيز او را نبيند . پس حضرت از كثرت سرور ، فاطمهء زهرا سلام الله عليها را به سينه چسباند . « 4 »
هامش
( 1 ) . نور ، 31
( 2 ) . نور ، 60
( 3 ) . كافى ، ج 5 ، ص 517 ؛ من أطاع امرأته أكبّه الله على وجهه فى النار . قيل : و ما تلك الطاعة ؟ قال : تطلب منه الذهاب الى الحمامات و العرسات و العيدات و النياحات و الثياب الرقاق . من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 115
( 4 ) . مناقب ابن شهرآشوب ، 3 ، ص 341 ؛ دعائم الاسلام ، ج 2 ، ص 215 ؛ بحار الانوار ، ج 43 ، ص 84 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 14 ، ص 182 ، 289