ضمير تو را بداند ؛ ولى بپرهيز از زناى خيالى و هوسگانه . حضرت رخصت و اجازت را در صورت امكان راستى داده ؛ ولى عدم آن را آشكارا فرموده و تحقق زناى نظرى را مسلّم داشته ؛ فاذا تحذير و نهى نموده .
آنجا كه برق عصيان بر آدم صفى زد * ما را دگر نزيبد دعوى بىگناهى
پس حجاب در موارد مظنهء ريبه مطلقا واجب است .
از حضرت يحيى بن زكريّا - على نبيّنا و عليه السلام - پرسيدند كه ابتداى زنا و منشأ آن چيست ؟ فرمود نگاه كردن و آرزو نمودن . « 1 »
نقاب دارد و دل را به جلوه آب كند * نعوذ باللّه اگر جلوه بىحجاب كند
6 . حجاب عشق را مىبرد
بعينى حلّ باب العشق بابى * بها قد بان من لحمى اهابى
بربّى اشتكى عنها و ما بى * بلا بىدل بلا بىدل بلا بى
گنه چشمان كند دل مبتلابى * بعينى قد جرى بحر و طوفان
بها سيّرت فى مصر و كوفان * فلولا العين لم تغرق بعمّان
اگر چشمان نبيند روى خوبان * چه دوند دل كه خوبان در كجا بى
بسيار شده كه به مجرّد نظر نمودن بر روى نيكوى اجنبيّه ، شخص هر قدر دلير در ديانت باشد ، مفتون و اسير آن صورت مىگردد و عاقبت خود را مجنون و مبتلاى به امراض هنرمند مىگرداند ؛ و چون حجاب باشد ، عشق نباشد . در صورت رفع حجاب قهرا نظر كه طليعهء جيش محبّت است متبادل شده و آتش عشق در دلها مشتعل خواهد شد . همه زنان مهذّبات و با اخلاق فاضله آراسته و همه مردان حكيم و عالم به فساد و ضرر اين عادت بر فرد و هيئت جامعه نيستند تا احتراز نمايند . مخالفت قوّهء شهويّه و طبيعت هم در عهدهء همه كس نيست ؛ قهرا عادت زنا شيوع پيدا نموده و رخنه بر جامعه وارد خواهد كرد ساخت . اگر با بودن حجاب اين عمل در هزار يكى واقع شود ، در رفع حجاب عكس خواهد بود .
عجبا لصيد الأسد فى يوم الوغى * و يصيدنا فى السّلم ظبى أحور
ما كنت أعلم قبل أن أبلى بها * انّ الغضنفر للغزالة تأسر
ناديده رخت عمرى سوداى تو ورزيدم * فارغ ز تو چو نمانم اكنون كه رخت ديدم
هامش
( 1 ) . حديثى كه از ايشان دربارهء نگاه كردن يافتم چنين است : الموت أحب الىّ من نظرة لغير واجب ؛ مستدرك ، ج 14 ، ص 269