صلى الله عليه و آله متاعى ، يعنى چيزى را خواسته باشيد ، پس بخواهيد از ايشان از پس پرده ؛ اين پاكيزهتر است مر دلهاى شما را و مر دلهاى ايشان را . ببين تا چه حدّ احتجاب و تستّر زنان در نزد پروردگار عالم محبوب و مطلوب است كه مؤمنان را امر كرده كه با مادران خود چنان رفتار نمايند تا چه رسد به ساير زنان با اينكه احتمال ريبه نسبت به امّهات مؤمنين ، بعيدتر است ؛ پس چگونه مىشود حال با ساير زنان كه احتمال ريبه و افتتان در مواجههء ايشان موجود است .
و هم به زنان پيغمبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد :
« وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى »
، « 1 » يعنى و آرام و قرار گيريد در خانههاى خودتان يا با تمكين و وقار باشيد در خانههاى خود و اظهار نكنيد پيرايههاى خود را مانند اظهار زنان در جاهليّت اولى كه از زمان حضرت آدم بوده تا وقت حضرت نوح عليه السلام كه مدت هشتصد سال بوده ، و يا ميان ادريس و نوح بوده عليهما السلام كه عبارت از هزار سال باشد ؛ يا اينكه مقصود زمان داوود و سليمان عليهما السلام مىباشد كه زنان ، لباس نادوخته مىپوشيدند ؛ يا اينكه مراد ، زمان حضرت ابراهيم عليه السلام است كه زنان لباس مرواريد بافته مىپوشيدند . و به هر حال در صورتى كه تبرّز و تبرّج در زنان رسول خدا صلى الله عليه و آله مقدوح باشد ، با اين كه امّهات مؤمنيناند و محل ريبه نمىباشند ؛ پس در ساير زنان البته مقدوح و مذموم خواهد شد . اينكه مانند زنان كفّار بىپرده و حجاب در كوچه و بازار مشغول كسب شده و در حجرات با تجّار و اصناف طرف دادوستد باشند .
آيهء سيم كه دلالت بر وجوب تستّر و احتجاب زنان دارد آن است كه خداوند عالم در سورهء نور مىفرمايد :
« وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللَّاتِي لا يَرْجُونَ نِكاحاً فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُناحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِينَةٍ وَ أَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ »
؛ « 2 » و ترجمهء اين كلام معجز نظام ، اين است كه مىفرمايد : و نشستگان ، يعنى بازماندگان از حيض و ولادت ، از زنانى كه اميد نگيرند ازدواج را ، پس نيست بر ايشان گناهى و وبالى از آنكه بگذارند لباسهاى بالاپوش خود را مانند چادر و سرانداز كه بر بالاى مقنعه مىپوشند در هنگام بيرون رفتن ، به شرط اينكه اظهاركنندگان نباشند زينتى را ؛ و اينكه طلب عفّت كنند و چادر سر را برنهند ، بهتر است براىشان ؛ و خدا شنوا است مكالمات ايشان را با مردان ، و دانا است نيّت ايشان را در بيرون رفتنشان .
و وجه دلالت آن بر مقصود ، چنانكه الف و لام در قوله
« وَ الْقَواعِدُ »
به معنى التى و
هامش
( 1 ) . احزاب ، 33 .
( 2 ) . نور ، 60 .