مبدعات و منشآت و مخترعات و كائنات ، قال تعالى :
« وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ »
و اين زوج در كلام حق ، هر تائى از دو تاست ، چنان كه گويند : « زوج و زوجه » و « زوج النّعل » و « زوج الخف » بر هر يك و بسيار [ شود كه ] « زوج » گويند ، و هر دو تا را خواهند ، و هر ممكن ، زوج تركيبى است « 1 » ، وجودى دارد و ماهيّتى ، و وجودش « وجه اللّه » و « وجه النّفس » و « وجوب » و « امكان » .
و به عبارت اخرى : هر ممكن ، مركّب است از كلّى طبيعى كه ماهيّت مبهمه باشد و از هويّت شخصيّه كه انيّت و وجود حقيقى باشد ، يا بگو : از ما « بالقوّه » و ما « بالفعل » ، يا از بطلان ذاتى ، از حيثيّت ماهيّتش ، من حيث هى ، و از حقيّت ، از حيثيّت استناد به حق ، يا از ليسيّت ذاتيّه و ايسيّت غيريّه ، و ماهيّت نيز تركيب دارد ، از « جنس » و « فصل » .
و بالجمله ، اثنينيّت و تركيب ، از امور عامّهء موجودات عالم امكان است ، تا برسد به تركيب ، از « جان و تن » ، و در اخير مراتب به تركيب از « هيولى و صورت » ، بلكه در مقام تعبير كه : « عباراتنا شتّى و حسنك واحد » ، يكتاى بىهمتا را ، گوئى « ذاتى » دارد و « صفتى » و « اسمى » دارد و مسمّائى ، ولى مىدانى با برهان كه صفتش عين « ذات » و اسمش عين « مسمّى » است و اثنينيّت به حسب مفهوم است و بس .
و چون گفتيم : اثنان صدر نشين عالم اعداد و صدر صوادر است ، لهذا در هر بخشى ، اوّل تقسيم ثنائى است ، چنان كه گوئى : موجودات « واجب » است ، يا « ممكن » ، و عالم ، يا عالم « معنى » است ، يا عالم « صورت » ، و « ملك » است ، يا « ملكوت » بالمعنى الاعم و ممكن ، [ يا ] مفارق است ، يا مقارن ، و مانند اينها .
و سيّد داماد - اعلى اللّه مقامه - از اين راه آمده ، در بيان نكاح سارى ، در جميع ذرارى ، پس در « جذوات » فرموده :
وجود ممكن ، منقسم آمده به خارجى و ذهنى و هر يك به دهرى و زمانى ، و نظام جملى به سلسلهء « به دو » و سلسلهء « عود » ، و قوس « نزول » و قوس « صعود » ، و موجود ممكن به « نورانى » و « غسقانى » ، و نور به « حسّى » و « عقلى » ، و [ خود ] نور عقلى به « قاهر » و
پاورقی
( 1 ) - « قواعد كلى فلسفى در فلسفه اسلامى » ، ج 2 / 470 - 482 .