نفعها دارد كه استكمال يابد و آخرتش معمور گردد و در هر سالى ، [ فقط ] يك بار اتفاق افتد .
مسألة : « نفاس » ، خونى است كه با تولّد يا بعد از تولّد واقع شود . پس ، اگر خون نيايد ، نفاس نيست . و اقلّش لحظهاى است و اكثرش ، مثل اكثر حيض و حكمش ، مثل حكم آن [ است ] و سرّش ، همچو سرّ آن . و اين غسلها ، همه وضو مىخواهد ، قبل يا بعد ، و قبل مستحب است ، مگر غسل جنابت كه وضو ندارد .
مسألة : كسى كه مسّ بدن ميّت آدمى كند
، پيش از تطهير آن و بعد از سرد شدنش ، بايد غسل كند ، بلكه جزء منفصل از حىّ - كه مشتمل بر عظم باشد - همين حكم [ را ] دارد .
سرّ : سالكى هر گاه مجالست كند ، جاهلى را كه ميّت است به موت جهل ، و برسد از احوال سيئهء آن ، به اين [ فرد ] چيزى ، بايد شستشوى دهد خود را ، به « توبه » و « انابه » ، و هر چند [ كه ] جزئى بنمايد آن حال ناپسند . چه ، اجتناب تامّ لازم است كه صحبت جاهل مىميراند قلب را . رباعى
با هر كه نشستى و نشد جمع ، دلت * و ز تو نرهيد ، زحمتِ آب و گلت
زنهار ، ز صحبتش گريزان مىباش ! * ورنه ، نكند روحِ عزيزان ، بحلت
مصرع : جانهاى مرده ، اندر گور تن ! « 1 »
مسألة در غسل اموات است :
نخستين ، بايد از محتضر گفت : واجب است متوجّه ساختن ، او را به [ سمت ] قبله ، و از سنن اكيده است تلقين او را ، به شهادتين و اقرار به ائمهء اثنى عشر . و از سنن است تلاوت قرآن در نزد او ، و اسراج « 2 » در ليل ، و تلقين كلمات فرج و تغميض چشمهاى او ، و تطبيق دهن او ، و اينكه پوشانيده
هامش
( 1 ) - « مثنوى » ، دفتر 1 / 40 - رمضانى - ج 1 / 117 - نيكلسون - و ج 2 / 18 - جعفرى -
( 2 ) - يعنى : چراغ روشن كردن .