تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠
و اينكه : قرار « 1 » خدائى ، بر اين است كه كس ، چنان كه وجه غير را مىبيند ، احاطت به « خود » ندارد و نمىبيند :
« فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها »
« 2 » است و رمز به اين است كه نبايد « خود » ديد ، بلكه بايد « خدا » ديد : « لا أحدا غير من اللّه - عزّ و جلّ - » و معرفت نفس ، طريق به معرفت خداست ، نه معرفت جسد . و امّا خون استحاضه ، اين حكم را ندارد كه رخصت است با آن ، دخول در نماز ، چون آن ، فضول اين است ، و فضول شىء ، حكم آن شىء را ندارد ، و عبادت هم [ در اين حال ، ] بسيار مطلوبيّت دارد . بيت
اين قبول ذكر تو ، از رحمت است * چون ، نماز مستحاضه رخصت است
وجه آخر : سرّ ديگر در اين كه « ادرار » ، « دماء ثلاثه » و « منى » و « مباشرت » « 3 » و « موت » و نحو اينها ، حدث اكبرند و موجب غسل‌اند ، اين است كه انسان ، هيكل توحيد است و صورت جامعيّت كلّ :
« مَنْ قَتَلَ نَفْساً »
« 4 » - الآيه - « انّ اللّه خلق آدم على صورته » « 5 » ، و فى القدسى : « يا بن آدم ! خلقت الاشياء لاجلك و خلقتك لاجلى » . بيت
همه ، آيينهء رُخ آدم * آدم ، آيينه بهر طلعت اوست
پس ، آدم حقيقتى است جامع كلّ ، مثل ندارد ، چه ثانى ندارد ، « متن » است و همهء ممكنات « شرح » ، او « لفّ » است و همه « نشر » او . بيت
از بينهء « الف » ، على را بطلب * و زهى و دو لام ، جو محمّد را نام
يعنى : از بينهء حروف اعظم كه « ا » « ل » « ل » « ه » ، باشد . و يكى از وجوه آيهء :
« لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ »
« 6 » ، آن است كه : نيست مثل - مثل به فتح ثاء مثلّثه - او شىء ، چه جاى
هامش
( 1 ) - يعنى : قانون . ( 2 ) - روم / 29 . ( 3 ) - مجامعت و نزديكى . ( 4 ) - مائده / 35 . ( 5 ) - « بحار الانوار » ، ج 4 / 14 . ( 6 ) - شورى / 9 .