چو خواهد به ذاتش دلالت كند * تجلّى بر اهل حقيقت كند
« 1 » خلاصه آن است كه : عوالم ، چون « بيت المرآت » اند ، براى تجلّى اسماء و صفات حق تعالى و مراد از « اسماء » و « صفات » ، حقيقت آنها باشد ، نه مجرّد الفاظ و مفهومات و عنوانات ، پس ، نخستين شروع مىكنيم در ذكر اسرارى از « صلاة » و مقدّمات آن كه : « الصّلوة عمود الدّين ان قبلت قبل ما سواها و ان ردّت ردّ ما سواها » « 2 » ، و قال اللّه تعالى :
« إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ »
« 3 » و قال تعالى :
« إِنَّ الصَّلاةَ كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتاباً مَوْقُوتاً »
« 4 » و فى الاخبار : « الصّلاة خير موضوع فمن شاء استقل و من شاء استكثر » « 5 » ، و در هر باب از ابواب عبادات ، اشارتى شده به رئوس مسائل فقهيّه نيز ، تا وضيع و شريف ، همه بهرمند گردند و سعادتى ببرند :
« وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ »
. « 6 »
مسئله : بدان كه معتبر است در تكليف ، « بلوغ » و « عقل » .
و دانسته مىشود ، « بلوغ » به يكى از سه چيز : خروج « منى » در بيدارى يا خواب از مجراى معتاد ، و انبات موى درشت برعانه ، و كامل شدن پانزده سال در مذكّر و نه سال در مؤنث . و بعضى در مذكّر كامل شدن سيزده سال ، و دخول در [ سال ] چهاردهم را معتبر دانستهاند و خالى از قوّتى نيست ، و امّا « حيض » و « حمل » در انثى ، علامت سبق بلوغ است ، خاصّه « حمل » كه كاشف است از سبق انزال .
سرّ : حكمت اينكه دختر را ، با نقص عقل - نسبت به پسر - زودتر تكليف كردهاند ، چند چيز است :
- اوّل آن كه : تلكيف ، لطف الهى است ، و دختر ، اركان و جوارحش ضعيفتر است ، چون گياه لطيفى كه زود پژمرده شود ، پس زودتر تكليف فرمودهاند ، تا از اين
هامش
( 1 ) - « ديوان اسرار » / 407 - 409 ، به نقل از خود « اسرار الحكم »
( 2 ) - « بحار الانوار » ، ج 82 / 218 .
( 3 ) - عنكبوت / 44 .
( 4 ) - نساء / 104 .
( 5 ) - بنگريد به : « معانى الاخبار » .
( 6 ) - احزاب / 4 .