و آنكه بعضى از علماى اماميّه - رضى اللّه عنهم - گفتهاند كه : اشتغال به فضول مباحات نسبت به انبياء ، چون اشتغال به سيئات است ، چنان كه مشهور است :
« حسنات الابرار سيّئات المقرّبين » « 1 » ، پيش ما مقبول نيست ، چه نسبت به ايشان « مباحى » نيست ، چه جاى « فضول مباحات » كه مباح ، به نيّت مسنون گردد ، خاصّه انبياء اللّه كه هميشه نيّت ايشان ، قربت محضه است .
بيت
بغض من لله و حبّ من للّه و بس * زان او باشم ، نيم من زان كس
فصل در صرف كلام ، نحو بيان معانى بديعه و اسرار منيعه :
دانى پايهء معنى آن جناب عالى ، و عطف عنان كميّت قلم به صوب نگارش جزئى مايه ، از كليّت آن عقل كلّى كه هر چند كه : « نه سر پيداست وصفش را ، نه بن » ، لكنّ الميسور ، لا يسقط بالمعسور شايد شمّهء از روحانيّت آن روح مطلق ، در قيد تحرير آيد ، به توفيق الله تعالى ، چه انسانيّت انسان ، به روحانيّت اوست ، و تماميّت صورت ، به كمال معنى او .
بيت
در صف مردان بيار قوت معنى كه هست * از ره صورت ، يكى مردم ، و مردم كيا
آيا نمىبينى كه اگر روح را از انسان بردارند ، نمىماند مگر عناصرى ميّته كه مادّهء بعيده اوست و اخلاطى قذره كه مادّهء قريبه اوست و اشراق صورت هم ، طليعه [ اى ] است ، از نور نفس ناطقهء او ؟ پس ، بذل جهد و كوشش بليع بايد كرد ، در معرفت نفس كه : « من عرف نفسه ، فقد عرف ربّه » « 2 » ،
« النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ »
. « 3 » تا عارف به معنى آن جناب صلّى اللّه عليه و آله نشوى ، عارف به حق او نخواهد بود ، و
هامش
( 1 ) - « بحار الانوار » ، ج 25 / 205 و ج 34 / 394 و ج 73 / 316 .
( 2 ) - « بحار الانوار » ، ج 95 / 456 ، « آداب النفس » ج 2 / 265 ، « مصابيح الانوار فى حلّ مشكلات الاخبار » / 204 ، « الانوار الساطعة » ج 1 / 72 ، « الحياة » ج 1 / 114 ، « سفينة البحار » ج 8 / 297 ، « الصّراط المستقيم » ج 1 / 156 و « نور الابصار » / 166 .
( 3 ) - احزاب / 6 .