لا يدرك الواصف المطرى خصايصه * و ان يكن بالغا فى كلّ ما وصفا
[ ترجمه : كسى كه او را وصف مىكند ، هر چند مبالغه هم كه كند ، نمىتواند خصوصيات او را بيان كند ، هر چند در توصيفگرىاش بليغ هم باشد . ] مصرع : زهره و هم ار به درد ، گو بدر !
و امّا قوّت قوّهء حسّاسهء او پس ، بايد در بيدارى ببيند چيزها [ يى را ] كه ديگران نمىبينند ، و بشنود چيزها كه ديگران نمىشنوند ، و همچنين ، در باقى ، چنان كه حضرت مصطفى صلّى اللّه عليه و آله در « بصر » خود فرمود : « زويّت لى الارض فأريت مشارقها و مغاربها » « 1 » ، و در « سمع » خود فرمود : « اطت السّماء و حق لها ان تأط ما فيهما موضع قدم الّا و فيها ملك راكع او ساجد » « 2 » ، و در « شمّ » خود فرمود : « انّى اجد نفس الرّحمن من قبل اليمن » ، و امّت مرحومه را ، از ورثهء آن جناب و غيرهم صلا زد كه : « انّ للّه فى ايّام دهركم نفحات ، الا فتعرّضوا لها » « 3 » و در « ذوق » خود فرمود : « ابيت عند ربّى ، يطعمنى و يسقينى » « 4 » ، و در « لمس » خود فرمود : « وضع اللّه بكتفى يده فاحسّ القلب بردّ انامله بين ثديى » . « 5 »
و منظور ، ذكر مثال است در هر باب ، از احاديث شريفهء نبويّه و گرنه اين گونه احساسات آن جناب را نهايت نيست ، پس چون نبى صلّى اللّه عليه و آله را انسلاخ از وجود كونى طبيعى دست دهد ، در عين « صحو » - كه وافى به جانبين است - و « جمع سالم » است ، نه « جمع مكسّر » و بعضى از ايشان ، « جمع جمع » اند و « جمع منتهى الجموع » اند كه خواهى دانست .
و گذشت كه نفوس قويّه ، وافى به جوانباند ، چه جاى نفوس قويّهء شريفه كه آنها را مراتب متفاصله بود ؟ چه جاى اكمل مراتب آنها كه مظهر اكمل خداوند - جلّ جلاله - هستند و آيت كبراى « من لا يشغله شأن عن شأن » « 6 » شدهاند ؟ و حقيقت او ، با حقيقت « ملك مقرّب » ، اتّصال معنوى حقيقى پيدا كند ، كما قال تعالى :
« يُلْقِي الرُّوحَ
هامش
( 1 ) - « بحار الانوار » ، ج 18 / 136 .
( 2 ) - « بحار الانوار » ، ج 59 / 202 ، و ج 83 / 352 ، و ج 87 / 267 .
( 3 ) - « بحار الانوار » ، ج 83 / 352 ، و ج 87 / 267 .
( 4 ) - « بحار الانوار » ، ج 6 / 208 و ج 16 / 403 .
( 5 ) - اين حديث در مآخذ شيعى نيامده است .
( 6 ) - « بحار الانوار » ، ج 9 / 154 .