باب ششم ، در « نبوّت » است و در آن ، چند فصل است :
فصل در نبوّت مطلقه است :
بايد دانست كه مناهج اثبات نبوّت ، در نزد متكلّمين و حكماى الهيّين و متألّهين مختلف است . « 1 » امّا طريقهء محقّقين متكلّمين آن است كه : واجب است بر خداى تعالى ، فرستادن « نبى » به سوى خلق ، از راه وجوب لطف و وجوب اصلح بر او - تعالى - و وجوب دو گونه است ؛ وجوب « من اللّه » ، و وجوب « على اللّه » ، و هر دو حق است :
اوّل « 2 » آن است كه حق تعالى ، تا سدّ جميع انحاء عدم معلول نكند ، آن معلول ، « وجود » نمىپذيرد . پس ، ماهيّت امكانيّه ، با استواء « وجود » و « عدم » نظر به ذاتش ، بلكه با اينكه « وجود » به آن اولى شود از « عدم » و هنوز « عدم » بر سبيل مرجوحيّت جايز باشد ، موجود نمىشود . مثلا احتراق در هيزم يابس ، و اضائت جوانب آن ، بىمشيّت خداى تعالى ، بعد از تهيئت اسباب ، مثل مصادفت آتش لازم مىشود و موجود مىشود و آن دو معلول ، در آن وقت ، متمكّن از « عدم » نيستند .
و امّا وجوب « على اللّه » ، معنىاش آن است كه : بر حكيم تعالى ، اخلال به او جايز نيست كه اگر بر فرض محال ، اخلال به او كند ، مورد اعتراض و « چون و چرا » مىشود ، در نزد عقلا .
پس مىگوئيم كه : از اقسام واجب على اللّه ، « لطف » است و از انواع وجوب لطف
هامش
( 1 ) - فارابى مىگويد : النّبوة تختصّ فى روحها بقوّة قدسيّة تذعن لها غريزة عالم الخلق الاكبر . « فصوص الحكمة » / 72 .
( 2 ) - يعنى : وجوب « من اللّه » .