تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
محيط باشد به امكنه و مكانيّات و ازمنه و زمانيات ، احاطهء « قاف » به دنيا و احاطهء « دهر » به زمان . و مورد شبهه ، اگر متفلسف نمىبودى و فلسفى بودى ، بايست بدانستى كه : فلاسفه ، تعبير از معاد مىكنند ، به « رجوع به غايات » و معتقدند به اينكه : كلّ بايد به غايت برسند . و رجوع به غايات ، طولى است ، نه عرضى و در مستقبل سلسله طوليّه است ، نه در مستقبل سلسلهء عرضيّه . پس ، قيامت در باطن اين عالم است و نسبتش به اين عالم ، نسبت فرخ است ، به بيضه . و در طلب غايات ، بايد متوجّه بود به « باطن » و « باطن الباطن » ، الى ما شاء اللّه ، و هم‌چنين ، در طلب بدايات و آغاز كائنات اوست و انجام همه بدوست ، پس كفره كه سؤال مىكنند از ساعت قيامت كه :
« أَيَّانَ مُرْساها »
« 1 » نمىتوانند حقيقت را بفهمند ، تا مترقّب زمانى هستند ، براى آن از سنخ ازمنهء اين عالم . و مستقبل اين عالم و با اين وضع در سؤال ، امكان ندارد كه سائل ، جواب واقعى [ را ] بفهمد : « و آتوا البيوت ، من أبوابها » . [ ابن فار ] ض [ گويد ] :
اتيت بيوتا لم تنل من ظهورها * و ابوابها ، عن قرع مثلك سدّت
« 2 » و مثل آن است كه خداجوئى كند ، از ماضى ازمنه ! پس بايد اين اوضاع را ، از دست سائل گرفت كه خداى محيط به عالم « امر » و « خلق » و « معنى » و « صورت » ، در زمان و دهر نگنجد ، و « متى » و « اين » ندارد ، با آن كه [ هيچ ] ذرّه‌اى از نور او خالى نيست . و همچنين ، قيامت كبرى « متى » و « اين » ندارد كه فناى كلّ است و قيامات وسطى نيز رجوع به غايات وسطى است طولا ، در سلسلهء رجوعيّه و عروجيّه است و طىّ اين ازمنه است . مثنوى
ز او قيامت را ، همى پرسيده‌اند * كاى قيامت ، تا قيامت راه چند ؟
با زبان حال ، مىگفتى بسى * كه ز محشر ، حشر را پرسد كسى ؟
« 3 » و چون گفتيم : « عالم آخرت تامّ است ، حاجت به موادّ اين عالم ندارد » ، پس شبههء ديگر هم مجاب است كه گويند : جرم ارض ، ممسوح است به مساحت معيّنه
هامش
( 1 ) - نازعات / 42 . ( 2 ) - « ديوان ابن الفارض » / 72 . ( 3 ) - « مثنوى » ، دفتر 6 / 364 - رمضانى - ج 3 / 316 - نيكلسون - و ج 13 / 277 - جعفرى -