باب پنجم در معرفت « انجام شناسى » و معاد اشياء است و در آن ، چند فصل است :
فصل : « معاد » دو قسم است ؛ روحانى و جسمانى .
و بعضى از متكلّمين و ظاهريّين ، حصر كردهاند ، معاد را در « جسمانى [ محض ] » و بعضى از متفلسفين ، در « روحانى [ محض ] » و هر دو طايفه قاصرند . « 1 » و امّا اكابر حكما و مشايخ عرفا و محقّقين متكلّمين ، به هر دو قائلاند و اين است قول تحقيق حقيق به تصديق ، زيرا كه مدرك - كه عوالم است - سه گونه است : عالم « عقل » ، و عالم « مثال » ، و عالم « محسوس » . و اگر خواهى ، بگو : عالم معنى ، و عالم صور قائمهء بذاتها ، و عالم صور طبيعيّه .
و ادراك سه گونه است : « تعقّل » ، و « تخيّل » ، و « احساس » و امّا توهّم ، ملحق است به تخيّل . چه ، معناى جزئيّهء مدركات « وهم » مضافاند ، يا به صور ماديّه ، يا به صور مثاليّه . و مدرك نيز سه فرقهاند : « كامل » ، و « متوسّط » ، و « ناقص » ، چنان كه خداوند حكيم در كتاب كريم ، سه صنف فرموده انسان را ؛ مقرّبين ، و اصحاب يمين ، و اصحاب شمال . « 2 »
و به تفصيل ، هفت صنفاند ، زيرا كه يا كاملاند در « علم » و « عمل » - هر دو - يا كاملاند در « علم » و توسّط اند در « عمل » ، يا كاملاند در « علم » و ناقصاند در
هامش
( 1 ) - تفسير مثنوى ، ج 2 / 700 : ديدگاه ساده لوحانهء فيلسوفان ، دربارهء معاد .
( 2 ) - واقعه / 7 - 1 .