تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
حكيمانه مىكند كه بايد متخلّق به اخلاق الله بود كه :
« إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً »
« 1 » و همان ذات كه اين تصوّر كلّى را كرد ، تصوّر جزئى كند كه صورت حليلهء جليله باشد و اين سوق ، به شوق نزوعيّه كند و اين فورا تحريك قوّت منبثه در اعصاب و عضلات كند و تهييج بخارى كند كه منقلب به ريح ممدّد آلت تناسل شود . پس ، به مجرّد ارتسام صورت مطلوبه در خيال كه خبر كرد نزوعيّه را كه شوق و رغبت انگيزد و عامله را كه تحريك اعضا كند و حال آنكه شوقيّه نيز ادراك ندارد و مقابل قواى مدركه است و شأن آن « تحريك » است . پس ، عاقل و مدرك و محرّك ، ذات نفس است و مراتب دارد كه وحدتش ، ظلّ وحدت رفيع الدّرجات ذى العرش است . بلى ، « قلب المؤمن عرش الرّحمن » « 2 » . و عرش و سرير حضرت واسع عليم و ملك عظيم ، بايد در خور او « فخيم » باشد . اين است كه در حديث قدسى فرموده : « لا يسعنى ارضى و لا سمائى و لكن يسعنى قلب عبدى المؤمن » ، و در حديث نبوى است كه : « انّ اللّه خلق آدم على صورته » « 3 » ، و صورت او ، و دو گونهء او ، صفت جمال او و صفت جلال او [ ست ] و مناسب مقام استشهاد ما ، صفت « تنزيهيّه » و صفت « تشبيهيّه » اوست كه مشتمل است بر اين دو ، تا قول حق تعالى :
« لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ »
. « 4 » تحقيق اشراقى : نفس انسانيّه ، چون هيكل توحيد است ، پس چنان كه حق تعالى را مرتبهء احديّت و واحديّت است كه در مرتبهء احديّت ، نه « اسم » و نه « رسم » و اسماء حسنى ، من حيث المفاهيم الكثيرة ، مسلوب است ، نه من حيث التّحقق كه همه به يك تحقّق متحقّق‌اند . و در مرتبهء واحديّت گفته‌اند : « جائت الكثرة كم شئت » ، يعنى : كثرت ، به حسب مفاهيم اسماء و صفات و لوازم اسماء و صفات - كه اعيان ثابتات‌اند - و صور علميهء تفصيليّه « لم يزليّه » اند ، به صور ما لا يزاليّه - كما مرّ - همچنين ، نفس قدسيّه
هامش
( 1 ) - بقره / 28 . ( 2 ) - « بحار الانوار » ، ج 58 / 39 . ( 3 ) - مصدر پيشتر ذكر شد : « بحار الانوار » ، ج 4 / 14 . ( 4 ) - شورى / 9 .
اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 319 | ملا هادي السبزواري / كريم فيضى