تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
در « خودشناسى » و « معارف نفس » است و در آن ، چند فصل است . مقدّم داشتيم اين مباحث را ، بر مباحث « معاد » ، چه موقوف است معرفت « معاد » ، بر معرفت « نفس » و قواى نفس و « خودشناسى » ، مقدّمه و كليد باب « انجام شناسى » است .

فصل :

چون « ماى » شارحه بر « هل » بسيطه و هل بسيطه بر « ماى » حقيقيّه مقدّم است ، گوئيم : نفس ، مبداء آثارى است [ مانند ] به كار فرمودن خدم و حشم ، نه چون طبايع در عناصر و صور نوعيّه در جمادات كه خود ، كار خود را مىگذرانند . و از اينجاست كه اشراقيّين ، « نفس » را « نور اسپهبد » گويند . و از اينجا حدس بزن كه نفس ناطقهء آدمى كه نفوس ديگر را - كه چون سرداران و سرهنگان وىاند - مستخدم است آنها را ، چه ، جاى تابعين آنها را در امور جزئيّه و مستعمل است آنها را ، در افعال ماديّهء خود ، مقام ترفّعى دارد كه اجل است از مزاولت اين اعمال . و متنبّه شو ، به اينكه : تن آدمى است « امّ القرى » و سواد اعظم ، مشتمل بر كلّ صياصى و ملك افخم ، محتوى بر جميع اصقاع و بقاع فسيحه و وسيعه . و هر كه اين « حاوى كبير » را مسخّر است ، صياصى ديگر - كه محتويات آنند و سكّان و قطّان آنها