تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
صحّت اين حس ، ز معمورى تن * صحّت آن حسّ ز ويرانى بدن
« 1 » و « حركت » - اعمّ از « جنبش » و « معنوى » و « سير الى اللّه » و « فى اللّه » و « من اللّه » - و اراده - اعمّ از « شهوت » و « شوق » و « عشق » - و « نطق » - اعمّ از « نطق صورى » و « باطنى » و « نطق بالحق » ، « فى الحق » - و گفتيم كه : « انسان كامل » ، مثال اعلاى « كثرت در وحدت » است كه مثال‌هاى ادنى « 2 » نيز بسيار است ، از آن جمله : حرارت شديده و بياض شديد و سواد شديد ، سيّما آنها كه به نحو حركت اتّصاليّه اشتداديّه پيدا مىشوند ، مثل حرارت شديده كه به تدريج در آب - مثلا - حاصل مىشود ، جميع حرارت ضعيفه و متوسّطه را جامع است ، بدون انثلام وحدت و بساطتش . و همچنين ، بياض شديد و سواد شديد كه به تدريج اتّصالى به صناعت يا به طبيعت حاصل شود ، جميع بياضات و سوادات متقدّمه را داراست ، به مصداق : « واحد بسيط فى فصل » . چه ، آن حرارت شديده ، با وحدتش ، گويا همهء آن حرارت است با كثرت‌شان ، و گويا مشرح و منحلّ مىشود به همهء آنها ، و هر چه مترقّب بود ، از حرارت ضعيفه و متوسّطه از تسخين و نضج و تخفيف و تعديل و غير اينها ، همه هست در آن حرارت شديدهء بسيطه . و امّا آن حرارات متّصلهء متعاقبه ، تا وصول به آن مرتبهء شديده ، آيت و مثال « وحدت در كثرت » اويند . چه ، اتّصال وحدانى ، مساوق است با وحدت شخصيّه ، و بر اين قياس كن ، بياض و سواد مذكورين را و آنچه شديد اينها ندارد ، از آن مراتب نقايص و حدود آنهاست ، نه وجود ، و « نقايص » و « حدود » ، [ جزو ] اعدام « 3 » [ هستند ] . و برهان ديگر بر اينكه « وجود كامل و اكمل و تامّ و فوق التّمام ، داراى كلّ وجودات است » ، آن است كه : او ، فيّاض كلّ وجودات است و معطى كلّ كمالات است و كمال ، [ در ] اينجا ، فعليّت است كه سدّ ثغور استعدادات و رخنه‌هاى
هامش
( 1 ) - « مثنوى » ، دفتر 2 / 79 - رمضانى - ج 1 / 249 - نيكلسون - ( 2 ) - ادناى آن . ( 3 ) - « عدميات » بهتر است .
اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 111 | ملا هادي السبزواري / كريم فيضى