جماعت حاصل شود ؛ هر چند امام قصد نكند ؛ و آن ، خالى از بعدى نيست .
و هرگاه ركعت اوّل را ادراك نكند ، و در ركعت ثانى ، ملحق به امام شده ، ركعت دويم را خود منفردا تمام مىكند .
پنجم : آن است كه ما بين آن جمعه و جمعهى ديگر ، يك فرسخ شرعى فاصله باشد .
پس اقامهى دو جمعه در يك فرسخ جايز نيست .
و هرگاه در يك فرسخ ، دو جمعه اقامه نمايند ، جمعهى سابقه هر چند به قدر تكبيرة الاحرام باشد ، هرگاه حين اداى آن را دانسته باشند كه سابق است ، يا اطّلاع از وقوع جمعهى ديگر نداشته باشند ، صحيح است .
ششم : وقت است .
و اوّل وقت آن ، زوال شمس است ، و آخر آن - على المشهور - آن است كه سايه به قدر شاخص برگردد « 1 » .
و بعضى از علما به قدر به جا آوردن اذان و دو خطبه و اداى دو ركعت فريضه ، تحديد نمودهاند « 2 » .
و بعضى به قدر يك ساعت تعيين نمودهاند « 3 » .
و احوط آن است كه آن را از وقت رسيدن سايه به قدر دو سبع شاخص ، تأخير نكند .
و در احاديث ، تأكيد در تعجيل آن وارد شده است « 4 » و حديثى در تحديد آن به مقدار رسيدن ظلّ به قدر شاخص - چنانچه مشهور است - به نظر نرسيده .
هامش
( 1 ) - ر . ك : الالفيّة ، ص 73 ؛ روض الجنان ، ج 2 ، ص 755 ؛ كفاية الاحكام ، ج 1 ، ص 102 .
( 2 ) - ابن زهره در غنية النزوع ، ص 91 ؛ علاء الدين حلّى در اشارة السبق ، ص 98 .
( 3 ) - ر . ك : ذكرى الشيعة ، ج 4 ، ص 132 .
( 4 ) - التهذيب ، ج 3 ، ص 12 ، ح 42 ؛ وسائل الشيعة ، ج 7 ، ص 332 ، ح 1 باب 15 ابواب صلاة الجمعة و آدابها .