آن ، مستحبّ نمىدانند .
و بعضى « 1 » گفتن « السلام عليكم » را بر فرض ابتدا نمودن به « السلام علينا » واجب دانستهاند ؛ هر چند بيرون رفتن از نماز به « السّلام علينا » حاصل شده ، پس آن ، واجب خارج خواهد بود .
و اظهر تخيير بين الصيغتين است ، و هر كدام را كه اوّل بگويد از نماز بيرون مىرود .
پس اگر « السلام عليكم » را بگويد ، گفتن « السلام علينا » ساقط است ، و استحباب آن بعد از « السلام عليكم » ثابت نيست ؛ بلكه ظاهر ، عدم آن است ؛ چه از صاحب شريعت نقل نشده ، و مخالف طريقهى جاريهى بين الشيعة است .
و هرگاه « السلام علينا » را اوّل بگويد ، گفتن « السلام عليكم » بعد از آن راجح است ؛ و در وجوب آن ، تأمّل است .
و احوط ، آن است كه آن را ترك نكند ، و هرگاه ترك كند و آن را واجب دانيم ، منشأ بطلان نماز نمىشود ؛ چه به گفتن « السلام علينا » ، نماز تمام شده و از نماز بيرون رفته است .
و در لزوم ضمّ لفظ « و رحمة اللّه و بركاته » به « السلام عليكم » - چنانچه معروف است - نيز خلاف است « 2 » :
جمعى « 3 » اكتفا به لفظ « السلام عليكم » نمودهاند ، و ضمّ باقى را مستحبّ مىدانند .
هامش
( 1 ) - سيد جمال الدين بن طاووس [ صاحب كتاب بشرى ] به نقل شهيد اوّل در ذكرى الشيعة ، ج 3 ، ص 431 و نقل شيخ بهائى در الحبل المتين ، ص 817 ؛ سيد محمّد عاملى در مدارك الاحكام ، ج 3 ، ص 436 ؛ فيض كاشانى در مفاتيح الشرايع ، ج 1 ، ص 152 .
( 2 ) - ر . ك : مفتاح الكرامة ، ج 7 ، ص 543 - 545 ؛ مستند الشيعة ، ج 5 ، صص 358 - 359 ؛ جواهر الكلام ، ج 10 ، ص 556 - 559 .
( 3 ) - شيخ صدوق در المقنع ، ص 96 ؛ محقّق حلّى در المعتبر ، ج 2 ، ص 236 و علّامهى حلّى در منتهى المطلب ، ج 5 ، ص 205 .