تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
و لم تك إلّا محنة كشفتهم * بدعوى ضلال من هن و هنات
يعنى : نبود غصب كردن آن ملاعين خلافت امير المؤمنين عليه السلام را با آن وضوح و ظهور مگر آن كه كفران منافقان را ظاهر گردانيد ، و ايشان را رسوا كرد ، به دعواى گمراهى كه كردند ، به سبب غرضهاى باطل و نفاقهاى پنهان ، و كينه‌هاى ديرينه .
تراث بلا قربى و ملك بلا هدى * و حكم بلا شورى به غير هداة
يعنى : آن گمراهى ميراثى بود كه از حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله بردند بدون قرابت و خويشى ، و پادشاهى و خلافتى بود كه متصرف شدند بىهدايت ، و دانائى و حكمى بود كه در ميان مسلمانان جارى ساختند بدون مشورت با هاديان و راهنمايان دين .
رزايا أرتنا خضرة الافق حمرة * وردت أجاجا طعم كل فرات
يعنى : اينها مصيبتى چند است كه نمود به ما سبزى افق آسمان را سرخى ، و گردانيد در كام ما مزهء هر آب شيرين را شور و تلخ . اشاره است به آنچه مشهور است ميان عرب و عجم كه كسى كه غم و الم بر او غالب شد دنيا در نظر او تيره و متغير مىنمايد ، و در كام او لذتها ناگوار مىشود . و ممكن است اشاره باشد به احاديثى كه وارد شده است كه زيادتى سرخى افق مشرق و مغرب بعد از شهادت حضرت امام حسين بهم رسيد ، و چون غصب حق امير المؤمنين عليه السلام كردند آب آسمان بر طرف شد ، و ابرها آب شور از درياها بر مىدارند ، و در زمان حضرت صاحب الامر عليه السلام كه حق به صاحبش بر مىگردد آب شيرين از آسمان مىبارد ، و بركتهاى زمين مضاعف مىگردد .