تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
و كل ما تمكن فيه يمتنع فى صانعه . و هر چه ممكن است يا متمكن و ثابت است در مخلوق ممتنع است آن در صانع . و لا تجرى عليه الحركة و السكون . جارى نمىشود بر او حركت كردن و ساكن شدن . پس به چند وجه حضرت استدلال فرمود بر نفى حركت و سكون از ذات مقدس قادر بىچون ، اول به آن كه : كيف يجرى عليه ما هو اجراه ، و يعود فيه ما هو ابتدأه . يعنى : چگونه جارى شود بر او آنچه او جارى گردانيده است بر غير خود ، و چگونه برگردد در او آنچه خود ابتدا كرده است و آفريده است . و وجه استدلال يا آن است كه گذشت ، كه اتصاف حق تعالى به خلق خود ، و كامل گرديدن به آفريدهء خود محال است . يا به آن كه اگر اينها در او باشند منفك از حوادث نخواهد بود ، و هر چه منفك از حوادث نباشد حادث است . يا آن كه اگر بدون اين صفت كامل است ، پس حدوث اين صفت نقص خواهد بود ، و اگر به اين صفت كامل مىشود پس در ذات خود ناقص است ، و نقص بر او محال است به اجماع عقول . دليل دوم : آن است كه : اذا لتفاوتت ذاته . يعنى اگر محل حركت و سكون باشد ، پس تفاوت در ذات او بهم مىرسد ، و محل حوادث و تغيرات خواهد بود ، و اينها مستلزم تغير ذات‌اند ، و تغير ذات منافى وجوب وجود است . دليل سوم : آن است كه : و لتجزأ كنهه . يعنى : و هرآينه صاحب اجزاء خواهد بود كنه ذات مقدس او ، يا به اعتبار آن كه اين دو صفت از لوازم اجسام‌اند ، يا به اعتبار