مىگويد : قبلت لنفسي .
پس زن مىگويد : زوجتك نفسي اصالة و وكالة عن أبي وجدي بالمهر المعلوم . مرد مىگويد : قبلت التزويج لنفسي .
پس زن مىگويد : أنكحت نفسي من نفسك بالمهر المعلوم .
مرد مىگويد : قبلت النكاح لنفسي .
پس زن مىگويد : زوجتك بنفسي على المهر المذكور . مرد مىگويد : قبلت لنفسي .
و در اين صورت احتياط آن است كه زن از جانب پدر يا جد پدرى وكيل شود و به اين نحو واقع سازد . و اگر پدر صيغه را با شوهر گويد از جانب دختر وكيل مىشود و مىگويد : زوجتك بنتي زينب منك و كالة عنها و ولاية عليها بالمهر المعلوم .
بعد از جواب باز پدر مىگويد : زوجتك بنتي زينب على الصداق المعين المعلوم . مرد مىگويد : قبلت لنفسي على الصداق المعلوم .
سوم : آن كه وكيل مرد با وكيل زن صيغه گويد ، و زن باكره نباشد يا ولى نداشته باشد ،
به نحوى كه در قسم اول گفتيم صيغهها را بايد گفت ، و وكالت پدر را از لفظ بايد انداخت ، و اگر چهار صيغهء اول آن قسم را به اين ضم كند ظاهرا بس است كه وكيل زن بگويد : أنكحت و زوجت نفس موكلتي زينب من موكلك محمد بالمهر المعلوم . وكيل مرد بگويد : قبلت النكاح و التزويج وكالة عن موكلي محمد بالمهر المعلوم .
چهارم : آن كه زن با مرد صيغه گويند ، و زن باكره نباشد يا ولى نداشته باشد ،
در اين صورت صيغهها به نحوى است كه در قسم دوم مذكور شد ، الا صيغهء سوم كه تلفظ به آن نبايد كرد .