و قسم پنجم و ششم و هفتم و هشتم : كه مركب است از اقسام مذكوره ،
ايجاب را از قسمى بايد برداشت و قبول را از قسم ديگر ، و ذكر هر يك به تفصيل موجب تطويل است .
نهم : آن كه هر دو صغير باشند و به ولايت عقد كنند ولى ايشان ،
ولى دختر مىگويد : زوجت ابنك بنتي ولاية عليها على الصداق المعلوم . ولى پسر مىگويد : قبلت لا بني ولاية على الصداق المعلوم .
بار ديگر باز زوجت و به جاى بنتي ببنتي مىگويد ، پس مىگويد :
أنكحت و زوجت ببنتي زينب من ابنك محمد على صداق اثنتا عشر تومانا فضيا صاحبقرانيا . ولى پسر مىگويد : قبلت النكاح و التزويج لابني . و باقى صورتها از آنچه گفتيم ظاهر مىشود .
و بايد كه كسى كه مرتكب وكالت از طرفين مىشود عارف به عربيت بوده باشد كه تميز عددها و اعراب و ساير الفاظ را درست تلفظ تواند نمود ، ديگر تصحيح لهجهء خود نزد قارى كرده باشد كه اداء حروف از مخارج تواند كرد ، و رعايت وقف و وصل در مواضع خود بكند .
و چون در اين زمان در ميان عجم الفاظ مركبه متعارف شده است ، مثل محمد حسين و محمد علي ، ظاهرش آن است كه رعايت قواعد تركيب در اينها نموده كه محمد علي و محمد حسين بگويد به فتح دال و ياء و دال و نون ، و اگر رعايت طور عرب نموده محمد علي بكسر دال و ياء و دال با تنوين هم بكند از احتياط دور نيست .
و هر يك از مرد و زن كه حاضر باشند در وقت عقد اگر وكيل به عوض اسم هذا بگويد و اشاره كند بهتر است . و بايد كه قبل از تمام صيغهء ايجاب شروع به قبول نكند ، و بعد از تمام فاصلهء عرفى در ميان واقع نشود .