تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
و ولى در نكاح پدر است و جد پدرى ، و رضاى هر يك از اين دو كافى است . و اگر اين هر دو فوت شده باشند رضاى دختر كافى است . و اگر باكره نباشد نيز رضاى زن كافى است هر چند پدر و جد داشته باشد . و أيضا بايد دانست كه مشهور ميان علما آن است كه صيغهء جميع عقود را به قصد انشاء واقع مىبايد ساخت ، مثلا كسى كه تلفظ به لفظ « أنكحت » مىنمايد اگر مراد او اين باشد كه قبل از اين كلام نكاحى واقع ساخته‌ام و به اين كلام از آن خبر مىدهم ، اين خبر است و به اين نحو نكاح واقع نمىشود . و اگر مراد او اين باشد كه به لفظ « أنكحت » نكاح را واقع مىسازم اين معنى انشاء است ، و به اين نكاح واقع مىشود ، و همچنين در جميع عقود مثلا بعت كه مىگويد ، مىبايد اين باشد كه عقد بيع را به همين لفظ بعت واقع مىسازم . بعد از تمهيد اين مقدمات بدان كه خالى از اين نيست كه يا وكيل مرد با وكيل زن صيغه مىگويد ، يا مرد با زن ، يا وكيل مرد با زن ، يا مرد با وكيل زن ، و در هر صورتى با رضاى ولى را رعايت مىبايد كرد يا نه چنانچه ولى نداشته باشد ، يا اگر داشته باشد باكره نباشد ، و از اين مجموع هشت صورت بهم مىرسد . و اينها در صورتى است كه شوهر و زن هر دو بالغ باشند ، و اگر هر دو نابالغ باشند يك صورت ديگر است . و اگر مرد بالغ باشد و دختر نابالغ يا بر عكس ، خالى از اين نيست كه يا ولى طفل با بالغ صيغه مىگويد يا با وكيل بالغ ، و از اين پنج صورت با هشت صورت سابق سيزده صورت حاصل مىشود .
بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 541 | العلامة المجلسي / سيد مهدى رجائى