طاعات آن را برنگزيد به آن كه اضافهء به خود كرد و فرمود
« وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا »
مگر از جهت استعانت به اين اهوال بر موت و قبر و بعث و قيامت و بهشت و دوزخ ، به سبب مشاهدهء مناسك حج از اول تا به آخر مر صاحبان عقل و خرد را ، تمام شد كلام معجز نظام آن حضرت « 1 » .
و اين كلمات مشتمل است بر معارف و حقايق بسيار ، پس بايد كه مؤمنان در هر يك از اين سخنان تأمل بكند ، تا حق سبحانه و تعالى ابواب فضل خود را به روى ايشان مفتوح گرداند ، و اللّه تعالى يعلم .
فصل دوم در افعال عمرهء تمتع است
و آن هفت است :
اول : احرام است ،
و آن عبارت است از اين كه خود را بدارد و عزم نمايد بر ترك كردن چيزهائى كه خواهد آمد تا وقتى كه محلل به فعل آيد ، پس بايد كه آن چيزها را بداند تا تواند نيت كردن ، و چون از براى احرام شارع جائى چند مقرر فرموده است بايد كه آن جاها را نيز بداند .
بدان كه ميقات اهل عراق عقيق است ، و بهتر آن است كه احرام را تأخير نكند به ذات عرق كه اكنون ميقات مدينه است كه در صحت آن خلافى هست ، و بعضى از احاديث دلالت مىكند بر آن كه از آنجا احرام بستن جايز نيست ، بلكه از منزل پيشتر كه مسما است به بركهء شريف احرام بگيرد ، و اگر مكاريان توقف نكنند در راه
هامش
( 1 ) بحار الانوار 99 / 124 - 125 از مصباح الشريعه ص 16 - 17 .