تو قبول نكند ، مثل كسى است كه رد كند بر رسول خدا صلى اللّه عليه و آله گفتهء او را .
و كلينى به سند حسن از ابو بصير روايت كرده است قال :
سألني أبو عبد اللّه عليه السلام عن أهل البصرة ما هم ؟ قلت : مرجئة و قدرية و حرورية ، فقال : لعن اللّه تلك الملل الكافرة المشركة التي لا تعبد اللّه على كل شي « 1 » .
يعنى : سؤال كرد از من ابو عبد اللّه عليه السلام از اهل بصره كه چيستند ايشان ؟ يعنى چه مذهب دارند ؟ گفتم مرجئهاند ، و بعضى قدريهاند و بعضى حروريهاند گفت : لعنت كند خدا اين مللهاى كافر شركآورنده را كه نمىپرستند خدا را بر هيچ چيز ، يعنى هيچ دين و ملت ندارند .
بدان كه مرجئه را بر سه معنى اطلاق مىكنند :
اول : جميع اهل سنت را مرجئه مىگويند ، براى آن كه امير المؤمنين عليه السلام را تأخير كردهاند از مرتبهء اولى به مرتبهء چهارم .
دوم : گروهى از ايشان را مىگويند كه اعتقاد دارند كه با ايمان هيچ معصيت ضرر نمىكند ، چنان كه با كفر هيچ طاعت منع نمىكند ، و مىگويند ايمان كسى كه پيغمبران را بكشد مثل ايمان جبرئيل و ميكائيل است .
سوم : بر گروهى نيز اطلاق مىكنند كه اعتقاد ايشان آن است كه در دنيا حكم به ايمان و كفر هيچ كس نمىتوان كرد .
و قدريه را بر جبريه اطلاق مىكنند كه افعال بنده را از خدا مىدانند . و بر تفويضيه نيز اطلاق مىكنند كه مىگويند كه خدا را
هامش
( 1 ) اصول كافى 2 / 409 ، ح 2 .