تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
احسان است ، زيرا كه فرموده است
« وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ »
« 1 » و احسان ايشان ممنوع است . چهارم : آن كه اگر سبقت حقيقى مراد است ، احاديث متواتره دلالت مىكند بر آن كه اسبق مهاجران على بن أبى طالب عليه السلام بوده است ، و اگر اكتفا به سبق اضافه مىكنيد پس هر مسلمانى نسبت به ديگرى كه بعد از او مسلمان شده سابق است ، پس چه خصوصيت به ايشان دارد . و اگر معنى ديگر قرار مىدهيد اثبات بايد كرد و به مجاز استدلال نمىتوان كرد ، و به خواهش خود معنى قرآن را نمىتوان گفت . پنجم : آن كه معلوم است كه و عد و و عيد قرآن مجيد در باب مؤمنان و كافران مشروط است به موافات و عدم ارتداد و ساير شروط ، و اگر نه آيات بسيار است كه دخول بهشت معلق بر نفس ايمان و اعمال صالحه شده ، و براى صابران و صادقان و امثال ايشان آيات وارد شده كه متضمن وعدهء بهشت و مغفرت و خوشنودى است ، با آن كه آيات بسيار دلالت بر خلود و عقوبت اصحاب كبائر مىكند ، و آيات و اخبار بىشمار در باب خلود مرتدين وارد شده ، و تحقق اين شرط در ايشان ممنوع است ، بلكه خلافش ظاهر است . ششم : آن كه به اعتقاد ايشان حضرت على بن أبى طالب عليه السلام و طلحه و زبير هر سه از سابقان بوده‌اند ، با آن كه در روز جمل همه به قصد قتل يك ديگر شمشير بر روى يك ديگر كشيدند . اگر امير المؤمنين ايشان را مسلمان مىدانست ، و مىدانست كه از اهل بهشت‌اند ، و خدا از ايشان راضى است ، چگونه امر
هامش
( 1 ) سورهء احزاب : 57 .