و چون مرض حضرت را صعب يافتند مخالفت را علانيه اظهار كردند ، و حضرت دوات و كتفى طلبيد كه نامهاى بنويسد كه امتش هرگز گمراه نشوند ، عمر نگذاشت و گفت اين مرد هذيان مىگويد كتاب خدا براى ما كافى است ، چنانچه در شش موضع صحيح بخارى « 1 » اين حديث مذكور است .
و بعد از آن به اهل بيت آزارها كردند كه فاطمهء زهرا عليها السلام كه موافق احاديث صحيحهء ايشان حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله فرمود : فاطمه پارهء تن من است هر كه او را آزار كند مرا آزار كرده ، و هر كه او را به خشم آورد مرا به خشم آورده .
چنان از خود رنجانيدند كه در صحيح بخارى « 2 » و ساير صحاح ايشان به طرق بسيار مذكور است كه حضرت فاطمه عليها السلام وصيت كرد كه ابو بكر و عمر بر او نماز نكنند .
اگر بهترين زنان عالميان ايشان را مسلمان مىدانست چرا مانع نماز ايشان مىشد بر او ، معلوم است كه ايذاى رسول ايذاى خدا است به نص قرآن ، و خدا مىفرمايد
« إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِيناً »
« 3 » .
يعنى : آنان كه ايذا مىكنند خدا و رسول او را لعنت كرده است ايشان را خدا در دنيا و آخرت ، و مهيا گردانيده است براى ايشان عذابى خواركننده .
سوم : آن كه از آيه معلوم مىشود كه سبق اسلام مشروط به
هامش
( 1 ) صحيح بخارى 5 / 127 و صحيح مسلم 3 / 1257 - 1259 و مسند احمد بن حنبل 3 / 346 .
( 2 ) صحيح بخارى 5 / 177 و صحيح مسلم 3 / 1380 .
( 3 ) سورهء احزاب : 57 .