تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
آنها كه مال امام و اقارب او است در ميان غير ايشان قسمت مىشود ، و دستهاى ايشان از حق ايشان خالى و تهى است . دعبل گفت : چون اين بيت را خواندم حضرت امام رضا عليه السلام گريست و فرمود : راست گفتى اى خزاعى ، و گريستن آن حضرت از براى گمراهى و تعطيل احكام الهى و پريشانى سادات بود ، نه از براى دنيا ، جميع دنيا نزد ايشان به قدر پر پشه اعتبار نداشت .
و كيف اداوى من جوى بى و الجوى * امية أهل الكفر و اللعنات
و آل زياد فى القصور مصونة * و آل رسول اللّه منهتكات
يعنى : چگونه دوا كنم از سوزش دلى كه دارم ، و سوختن دل من از آن است كه بنى اميه كه اهل كفر و لعنتها بودند ، و آل زياد ولد الزنا در قصرها مصون و محفوظ باشند ، و آل رسول خدا را هتك حرمت نمايند ، و بر شتران سوار كرده شهر به شهر گردند ، اين سوزش و اندوه را به چه چيز دوا مىتوان كرد .
سأبكيهم ماذر فى الافق شارق * و نادى مناد الخير بالصلوات
و ما طلعت شمس و حان غروسها * و بالليل أبكيهم و بالغدوات
يعنى : بعد از اين خواهم گريست هميشه ، مادام كه طالع شود در افق آفتابى ، و مادام كه ندا كند منادى رسول ، يا منادى به سوى خير به نمازها ، يعنى مادام كه بانگ نماز گويند ، و مادام كه طلوع كند آفتاب ، يا نزديك غروب آن شود ، و در شب خواهم گريست و در بامدادها .
ديار رسول اللّه أصبحن بلقعا * و آل زياد تسكن الحجرات
و آل رسول اللّه تدمى نحورهم * و آل زياد ربة الحجلات