كه ايشان دوستان مناند تا هستند ، و اهل اعتماد مناند ، اختيار كردهام ايشان را براى صلاح نفس خود ، زيرا كه ايشان بر هر حال برگزيدهء برگزيدگانند .
نبذت اليهم بالمودة صادقا * و سلمت نفسى طائعا لولاتى
فيا رب زدنى فى هواى بصيرة * و زد حبهم يا رب فى حسناتى
يعنى : محبت خود را به سوى ايشان افكندهام از روى صدق و راستى ، و تسليم كردهام جان خود را به طوع و رغبت از براى واليان و امامان خود ، پس اى پروردگار من زياد كن بينائى مرا در محبت ايشان ، و ثواب محبت ايشان را زياد كن در حسنات من .
سأبكيهم ما حج للّه راكب * و ما ناح قمرى على الشجرات
و انى لمولاهم و قال عدوهم * و انى لمحزون به طول حياتى
يعنى : پس بر ايشان خواهم گريست مادام كه حج كند از براى خدا سوارهاى ، و مادام كه ناله و نوحه كند قمرى بر درختان ، و به درستى كه من دوست و معتقد ايشانم ، و دشمنم با دشمنان ايشان ، و به درستى كه من اندوهناكم از درازى عمر و زندگانى خود ، زيرا كه ايشان را در اين احوال نمىتوانم ديد ، يا مىخواهم جان خود را فداى ايشان كنم .
بنفسى أنتم من كهول و فتية * لفك عتاة أو لحمل ديات
و للخيل لما قيد الموت خطوها * فأطلقتم منهن بالذربات
يعنى : جان خود را فداى شما مىكنم اى پيران و جوانان اهل بيت رسالت . . . « 1 »
هامش
( 1 ) در نسخهء اصل در اينجا به قدر سه سطر سفيد مىباشد .