تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
و مىآئى ، به اين سبب ابن علقمى سد آن نهر را خراب كرد ، و آن باعث خرابى شهر كوفه شد ، و به اين سبب آن نهر مسما شد به نهر علقمى ، زيرا كه خراب‌كننده‌اش او بود . و غرض شاعر بيان زيادتى شناعت اعمال قبيحهء آن كافران است كه با آن كه سيد شهدا و اهل بيت او در پهلوى نهر كوچك و نزديكى نهر بزرگ بودند آب را از ايشان منع كردند ، تا آن كه همه با لب تشنه شهيد شدند .
الى اللّه أشكو لوعة عند ذكرهم * سقتنى بكأس الثكل و الفظعات
يعنى : به خدا شكايت مىكنم سوختن دل خود را در وقتى كه ياد مىكنم ايشان را كه به من مىآشامند كاسه‌هاى ماتم‌زدگى و رسوائى را .
أخاف بأن أزدارهم فتشوقنى * مصارعهم بالجزع و النخلات
يعنى : مىترسم از آن كه زيارت كنم ايشان را ، پس به هيجان آورد حزن مرا ديدن محل شهادت ايشان و قبرهاى ايشان كه واقع‌اند در ميان وادى و نخلستان .
تقسمهم ريب المنون فما ترى * لهم عقرة مغشية الحجرات
يعنى : پراكنده كرده است ايشان را حوادث روزگار ، پس نمىبينى از براى ايشان خانه و ساحه كه مردم وارد شوند در حجره‌هاى آن يا جوانب آن .
خلا أن منهم بالمدينة عصبة * مدينين انضاء من اللزبات
يعنى به غير از آن كه جمعى از ايشان در مدينهء مشرفه هستند با مذلت و خوارى و سخافت و لاغرى از محن و شدائد روزگار . . . « 1 »
هامش
( 1 ) در نسخهء اصل در اينجا سفيدى به قدر چهار سطر مىباشد .
بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 89 | العلامة المجلسي / سيد مهدى رجائى